گپ شهروند- (حمل و ثور 1385)
c ccccc
صورت بیان و سیلی قانونی!
از چهارسال بدین سو مردم افغانستان از نهادینه شدن آزادی در عرصه مطبوعات با سرخ رویی سخن میگفتند؛ با آنکه جامعه جهانی اوضاع ایجاد شده را با دیده شک مینگریست؛ ولی به نظر میرسید که حلقات مطبوعاتی در داخل کشور از فرصت بدست آمده رضایت دارند. با تأسف که طلسم این رضایت هفته قبل بدست یکی از فرزندان قانون درخانه ملت شکسته شد. وکیل محترم پارلمان، بدون توجه به ارزش های آزادی بیان، و عواقب ناهنجار آن، خبرنگار تلویزیون طلوع را، که حین فلمبرداری از صحنه گفتگوهای پارلمان بود، مورد ضرب وشتم قرار داد و با این حرکت خویش اعلام داشت که هنوز میتوان با کشیدن سیلی بر بناگوش مطبوعات، سرخ رویی آزادی در افغانستان را حفظ کرد!
درحالیکه ما گذار از مرحله مرمی (قتل میرویس جلیل) تا عرصه سیلی(خبرنگار طلوع) را پیشرفت کلانی در روند دیموکراسی میدانیم، ولی به هیچ صورتی خانه ملت را محل مناسب برای سیلی خوردن صاحبان قلم نمیدانیم؛ زیرا این گونه اعمال در خانه یی که باید قانون ساخته شود،و در جایی که باییست محل مصؤنیت اتباع کشور باشد، بازتاب دهنده فرهنگ مدارا و انعطاف تلقی نمی گردد. رنگ سرخ همچو سیلیی را میشود از چهره مطبوعات با تسلی زدود؛ ولی ضجه پردرد آزادی همیشه درگوش دیوار های خانه ملت باقی خواهد ماند!
سیاسی - (حمل و ثور 1385)
c ccccc
گزارشگر: سید ابراهیم موزون
هر کاری که انجام میدهیم باید
مطابق با شرایط و مطابق با
قوانین افغانستان باشد
قراریکه خواننده گان عزیز اطلاع دارند، چندی قبل در خانه ملت افغانستان، بعد از بیانیه یکی از نماینده گان فراه به اسم ملالی جویا که درآن یک بار دیگر مجاهدین را جنایتکاران جنگی خواند، تشنجات و خشونت هایی بوجود آمد که در اثنای آن تعدادی از وکلای زن با بوتل های آب معدنی بر سر وصورت خانم جویا کوبیدند و درهمین جریان بود که یکی از خبرنگاران تلویزیون طلوع نیز با دست یک وکیل پارلمان سیلی خورد! خبرنگار ما در رابطه مصاحبه یی را با آقای امان الله پیمان، رییس کمیسیون مصؤنیت و امتیازات وکلای پارلمان انجام داده است که در ذیل میخوانید:
ادامۀ مطلب
طنز- (حمل و ثور 1385)
c ccccc
ندا
ولادت سیاسی
"بی بی کابینه"، خدمه شیک پوش و بلند معاش مردم افغانستان هفت ماه بعد از موعد مقرر، توسط امبولانس "دونر ایمیرجنسی" به زایشگاه دیمکراسی واقع سرک شورا منتقل گردیده، و بعد از سیصد و شصت ساعت درد سؤال پیچ، ٢٠ گانه گی پسر به دنیا آورد!
داکتر "دیموک" علی رغم تجویز داروهای یونانی (امریکایی و اروپایی) نتوانست این مادر خسته از کارهای "حرف پزی" و "بودجه شویی" را وادار به تولد حد اقل یک فرزند دختر نماید. سخنگوی دیپارتمنت بهداشت سیاسی زایشگاه دموکراسی در یک نشست خبری ضمن تأیید این مطلب، دود اسپند "قاعده گل"، ماما ناف فرزندان قبلی "خانم کابینه" را در امر پسرزایی وی بی تأثیر ندانست. وی که منحیث خدمه اول ملت افغانستان از شهرت خاصی برخوردار است، بخاطر داشتن دست کم یک فرزند دختر دو ماه و نه روز به قابله ها و پزشکان این زایشگاه غذای نذری خورانده بود! منابع وابسته به صندوق طفل سیاسی ملل متحد گفته اند سه تن از فرزندان خانم متذکره به مرض سؤ رأی مبتلا بوده .و این درحالیست که گفته میشود پنج تن دیگر قبلاً در بطن "اعتماد"به رحمت حق پیوسته اند!
c ccccc
کی ها چی میخورند!
وکیـــل آب معدنی
وزیـــر قســـــم
خبرنگار سیلــــی
ملـــت افســوس
دولــت خـون دل
c ccccc
وجیزه ها
* ما اگر نان نداشتیم غم میخوریم؛ ولی اغنیا چه؟ با معدهء پر از تیزاب، با خون مملو از شکر و با قلب لبریز از چربی، میتوان غذای غریبان را چشید؟!
* نسبت آدم های با ادب و بی ادب درشهر ما به تناسب تعداد موتر و طیاره است!
* از وسایل خارجی و داخلی رزق حلال این دو خیلی جالب است؛ چاه تیل، و چرک(اشپلاق) ترافیک
* عشق خودش جذاب نیست ولی قواره عاشق را تماشایی میسازد!
* خارجی ها معمولاً با چوب اقتصاد دنبال هدف راه میافتند؛ ولی ما همیشه با طناب سیاست هدف را دنبال خود میکشیم!
* با داشتن صد ها رستورانت خارجی، ما هنوز خون دل میخوریم!
* آدم کم مایه مثل قلم بی رنگ است، اگر فشار ببیند صفحۀ اجتماع را میخراشد!
* اگر نمیتوانید در باغچه قلب تان درخت صمیمیت بکارید، لااقل علف کدورت اش را برچینید!
*امروز را به کشت دانهء لبخند در لبانت میپردازم، تا فردا غنچهء سعادت ازکلکین خانه ام آدرس آفتاب را بپرسد.
* خوشبختی زمانی دست به اشغال خانهء شما میزند که اسیران "غم" و "اندوه" را رها نسازید.
* از یک صفحه تبسم همسر میتوان متن یک جلد محبت را خواند.
*پارلمان خانۀ ملت هست؛ ولی ملت از خوابیدن در این خانه می شرمد!
c ccccc
امتحــــــان
وزیر کامیاب: اول و دومه چی میکنی، بادار ات ١٢٣ نمره قانونی ره پوره کد!
وزیر ناکام: هم مضمون بازسازی مشکل بود، هم درس کرزی!
وزیر مشروط: یک چیزی زور لالایت، یک چیزی هم نقل شینواری
c ccccc
زیر آهنگ
بعد از سه ماه سکوت، اینک زیرآهنگ باردیگر از گل روی بهار، آهنگ میسراید.
"بهار من حذر از نو بهاران میکنی تا کی
که تاب خاطر ما را پریشان میکنی تا کی"
یکی از خواندن های احمدظاهر است که زیرآهنگ با اندکی زبان کاری آنرا به پنج وزیر محترمی که در روز های آینده معرفی خواهند شد، زمزمه میکند:
وزیر من حذر از نو وکیـــلان میکنی تا کی
که تاب خاطررعیت پریشــان میکنی تاکی
دراین خاموشی قانون نگاهت صد زبان دارد
حساب چوکی را از ما پنهان میکنـی تا کی
وکیل چون بنگری نامهری و از وی حـذری کردی
صدای ترس خود ازیار پنهـان میکنی تا کی
c ccccc
نجم الدین شاعف
نوش جانت !
تراپول غریبا ن نوش جانت
تنعم های دوران نوش جانت
نداری رحم بربیچــا ره گان هیچ
هزارت شد دوچندان نوش جانت
روی برخــــــانه با جیب پراز پول
چوطفلان شاد و خندان نوش جانت
زپول بیوه و هـــم تنگد ستان
ترا این گونه دوران نوش جانت
بنا کردی تو بنـــیان ستم را
زخون مستمندان نوش جانت
زپول رشوه قصرت تا ثریا ست
متاع مفت و ارزان نوش جانت
کجا رحمی کنی بر اهل کشور
شدی قصاب انسان نوش جانت
به سوگندی که خـوردی آفرین باد
شکستی عهد و پیمان نوش جانت
زظلم وجبر طغیان ای فسون کار
کنی صد خانه ویران نوش جانت
همیشه کار امروزت به فرد است
نباشد هیچ پرســان نوش جانت
ربودی بس تو پول بینـــــــوایان
به تزویر همچو شیطان نوش جانت
زچوب خشک روغن می کشی تو
به نیرنگ و به بهتان نوش جانت
همی خواهد چو شاعف ازخداوند
شوداین مرغ بریــان نوش جانت
c ccccc
جهانبين
كنفرانس مفت خوران
شمار كثيرى از لايه هاى مختلف كار و بار غريبى گرد هم آمده و پيرامون مفتخورى و مفتخوران بحث ميكردند, زيرا در مجامع روزنامه نگاران و خبر نويسان و اهل قلم و نوشته , مفتخورى مساله داغ شده بود و همه با اتفاق نظر كامل مفتخورى را علت, اسباب و موجب اوضاع نا بسامان زندگى مردم قلمداد ميكردند.بنابراين لازم بود از مفتخورى, مفتخور و مفتخوران تعريف دقيق و حسابى ارائه ميگرديد و خط روشنى در سرحد مفتخوران و ديگران كشيده ميشد.
ادامۀ مطلب
زمزمه های الهام- (حمل و ثور 1385)
c ccccc
فیروزه مشتری - کابل
شبي از ساقي مجلس سحــــر را جستجوکردم
چنان از پرده بيرون شــد که شب را آرزو کردم
چنانم بــرد تا پاي خـــم وخمـخانه و مسـتي
که عقل و هوش و سودا را به قربان سبو کردم
طـبيبا از ســرم بگـذر ز حال من چي ميپرسي
که درمانم نشد آخر به درد عـشـق خو کـردم
مبـادا باد برخيـزد بـدست ديگـــــران ريـزد
به آب ديدۀ خود کوي او را شستشــــو کردم
شبي از قيس پرسيدم چسان مجنون شدي آخر
بگفت از نام بگذ شـتم و ترک آبــــرو کردم
مـپنداريد اي ياران که شعــرم رايگـان آمـــد
بيادش مشتری گشتم سخن را زيـرو رو کردم
c ccccc
نازی شریفی- فیض آباد
فصل کهنه عشق
حماسه بلند نامت را فسخ کردم
و قرار داد امضأ شده را
در مسلخ گاه عشق سربریدم
عنکبوت های نفرت فاصله میبافند
و زخم آماسیده در چکمه هایم وصله را دعا میکند
سوره فتح چشمانت به تلاوت نمی ارزد
که قاری کور عشق شوم
و طرح قامت مهجورت را
در مزرعه فراموشی ذهنم کاشتم
تا از عمق نگاه سردت علف های هرزه
سبز شود
**** ****
چشم هایت را ببند
که مرگ در پس کوچه های ذهنت
پرسه میزند
و تو هنوز پر از لذتی
به حرمت بلندی نامت
جسد فرسوده ات را
درفصل کهنه عشق میان واژگان غریب
دربازار دخترکان دل فروش لیلام خواهم کرد
تزین گریه هایم نام تو نیست
این سکوت زخمی
درگلوی تمام سلولهایم خانه کرده است
که فریاد را مهمان لحظه لحظه
رفتنت میکردم
c ccccc
نجم الدين شاعف- ارگو
بناگوش گــــــل
فصل بهار است و نـگرجوش گل
موج زند غنچه در آغـــوش گل
دشت و دمن معجزه آســـا شده
پیر و جوان واله و مدهــوش گل
قیمت بازار بتان بشکنــــــــد
سنبل پیچــــان و بناگوش گل
برده به یغماو چپــــــــاولگری
باد ز تن چــــادر و روپوش گل
بوسه زند بلبل و صلصــل همه
ازکف پا تا به ســـر و دوش گل
می کشدم هر طــرفی دم به دم
چهره گلناری و منــــقوش گل
میکند هر لحظه نشاطــم فزون
جلوه مست و لب می نوش گل
تاکه حیات است به شاعـف نگر
کی کند او ترک و فراموش گل
c ccccc
نــــدا
چشمانت غزل بهار را میخواند، و
ذهنت، سبدیست پر از شگوفه آرزو
دستهات دو مصراع سرود ایثار اند
سخن ات، علاوت می افشاند،
و نگاهت محبت.
زمین آبی قلبم؛
بی شخم دستان نوازشگرت، لامزرعی بیش نیست
بگذار بوی پیچک حضورت
دور شاخهء باورم حلقه زند
میلودی ریزش باران پلک هات
و شمیمی، از فضای رخسارت
مرسلی را در گوشهء باغ احساسم به نوازش گیرد
نازنین!
بهار بهانه زیبایست،
برای آمدنت
اجتماعی- (حمل و ثور 1385)
c ccccc
برگردان: فیضان حق پرست
مواد مخدر
مسلمانان به تأسی از هدایات قرآن مجید عاقبت اندیش بوده و باید هم به عاداتی که سراسر به ضرر بدنی ، دنیوی و اخروی آنها تمام شود ادامه ندهند. فریفته شدن به زرق و برق دنیایی و پدیده های مادی، و چشم پوشی از ضررهای آتیه از خصلت های نا پسند و قابل نکوهش کفار خوانده شده است ، قرآن کریم راجع به این موضوع میفرماید ( ان هولاء یحبون العاجله ویذرون وراهم یوما ثقیلا ) کفار به منافع فی الحال دلبستگی داشته و خساره های سنگین و غیر قابل تلافی آینده را فراموش نموده و آنرا پشت پا میزنند. بدین گونه فهمیده میشود که پیروان آیین اسلام باید در همه احوال دور اندیش بوده و از عواقب وخیم که در اثر مرتکب شدن کاری بدان مواجه میگردند غفلت نورزند ، بر هر مسلمان لازم است تا اگر در کردار وی زیان عقلی، جانی، مالی و یا اخلاقی به ملاحظه برسد از ارتکاب آن اجتناب نماید. مسلمانان که پیروان آیین معقول و مدلل اسلام میباشند به قضاوت و سنجش و کار گرفتن از عقل و دین مکلف بوده و وظیفه آنهاست که بدون اجازه عقل و دین به کاری اقدام نکنند و خیرخود و جامعه خود را درهر کاری مد نظر داشته باشند. دین اسلام خوردن و آشامیدن مسکرات ومفترات را که به انسان ضرر رسانیده و بدن انسان را ضعیف و ناتوان کند حرام گردانیده است. نوشیدن مشروبات الکلی که زیان صحی دارد در دین اسلام حرام است و در قرآن کریم، پلید و عمل شیطان معرفی شده و همچنان کشیدن چرس و یا خوردن دانه های بنگ و افیون که از نکته نظر طب امروزی اضرار بدنی وتاثیرات منفی آن به ثبوت رسیده طبق مقررات دین حرام می باشد و حدیث شریف
" کل مسکر و مفتر حرام " همه آنهارا یکسان احتوا کرده اینکه جوان تنومند به خوردن تریاک عادت می گیرد دیری نمیگذرد که نیروی وی به تحلیل رفته و مقاومت خود را از دست میدهد. ایمه دین علت حرمت بعضی از مسکرات را ضررهای صحی و بدنی و برخی را ضررهای اعتقادی معرفی کرده و کشت و زراعت و خرید و فروش آنرا درزمره مشتبهات درآورده اند. پیغمبر ص میفرماید " حلال قطعی و حرام قطعی هویداست و در بین آنها چیزهای شبه ناک قراردارند." و در اخیر این حدیث میفرمایند مومن کامل باید برای صیانت و دیانت خود از نزدیک شدن بمشتبهات خودداری کند. غالباً معتادین تریاک و هیرویین در مناطقی بیشتر است که کشت و زراعت و یا خریدو فروش تریاک در آن بیشتر است. کنترول خرید و فروش تریاک مشکل و حتی محال گفته می شود بنا بر آن هر قدر دقت و مراقبت گردد تا بطور قاچاق وارد و صادر نگردد ، بازهم دست قاچاقبران از آن کوتاه شده نمیتواند و در اثر خرید و فروش آن فساد اخلاقی بمیان می آید. اکثر معتادین تریاک شوق کار و کسب را نداشته به اصطلاح خودشان قلندری را اختیار میکنند و باردوش جامعه شده و از کسب و کار دست میکشند. قابل یادآوری است که یکتعداد مردم مفاد تجارتی آنرا مد نظرگرفته کشت و زراعت و خرید و فروش تریاک را وسیله بدست آوردن ثروتی از این ناحیه می پندارند؛ اما اصل سخن اینجاست که خوب و بد کارها تنها و تنها به پله منفعت مادی یک طبقه موازنه شده نمیتواند. اگر مفاد مد نظر گرفته شود قمار ، دزدی ، رشوت ، کیسه بری و غیره به مبتلایان آن اعمال ناسزا فایده های مادی میرساند ولی هزاران فرد دیگر اجتماع از آن متضرر میشوند. ناگفته نباید گذاشت که برخی مردم در بعضی مناطق کشور ما از روی مجبوریت های اقتصادی و معاشرتی به کشت و کار تریاک می پردازند و خرید و فروش آنرا وسیله یی جهت گذرانیدن روزگار خود میدانند اما برای متصدیان امور است تا چاره کار را پیدا نموده و زمینه معیشت بدیل مناسب را برای آنها فراهم نماید تا هرچه زودتر کشت و زراعت تریاک را نظر به اضرار صحی که در آن موجود است ممنوع قرار داده و مردم را از این حالت فلاکت بار نجات دهند.
c ccccc

