تبليغاتX
سیمای شهروند

ویژه های شهروند(١٦اسد١٣٨٥)

به قلم:  گ. فرهن

 

کرزی صاحب! ترا و خدا!

 

 

خبرشدیم که باز محترم امین فرهنگ، این بار در پست فولادی تر! از سوی رییس جمهور جهت اخذ رأی اعتماد به پارلمان افغانستان معرفی شدند! خوب، حالا اینکه آقای فرهنگ هنوز سر داشتن تابعیت آلمانی اصرار دارند یا نه، یا اصلاً ایشان یک فرهنگه بودن را پذیرفته اند یا خیر، بحث نخواهیم کرد. روی سخن ما در این جا متوجه محترم رییس جمهور است که به قول خودمان، علی رغم نیت قلبی نماینده های مردم به عدم پذیرش امین فرهنگ به عنوان عضو کابینه این آقا، باز هم میخواهد ایشان را بالای ملت ما تحمیل نمایند، که این کار را به زبان عامیانه " شله گی در سفارش"! میگویند.

اگر محترم حامد کرزی ما را منحیث مردم، و اعضای پارلمان را منحیث نماینده های مردم می پذیرند، لطفاً به رأی ایشان، به نیت ایشان و بالاخره به خواست ایشان احترام بگذارند، شما با چه بودجه یی "آزموده را باز می آزمایید؟". بابا، اصلا" یک بار گفتیم که این یکی را قبول نداریم. حالا اگر مسلکی است به خودش است، بگذارید موضوع رفاقت شخصی، یا سفارش دوستان جهانی در حد لبخند سیاسی باقی بماند، حالا نمیشود که شما بخاطر نام و نشان یک نفر با اراده جدی یک ملت بازی کنید!

 

ما از جلالتمآب محترم تقاضا داریم بگذارند جناب فرهنگ به کار و بار خودشان برسند، آخر ایشان هم روز وروزگار دارند، ایشان هم زن و اولاد دارند، چرا نروند با فامیل شان در آلمان یک چند سباحی را با خوشی و آرامی زنده گی کنند. جناب کرزی! اگر فامیل شما هم در خارج میبود،  آیا آنها را بحال خودشان رها نموده حاضر میشدید تا بخاطر ذوب کردن مغز خویش در وزارت صنایع سه ماه  متواتر را در افغانستان سپری کنید؟

 

جناب عالی! معلوم است که شما این کار را بخاطر خود ایشان انجام نمی دهید، حتماً خاله میرکل سفارش کرده اند، ولی به ایشان بگویید، آلمان تنها یکی از دوستان جهانی ما محسوب میشوند، از یک خانه دو دیوانه بس است، وزیر تجارت را از شهروندان یک کشور دیگر انتخاب میکنیم، غیر از آنهم، در این ملک قطع الرجالی آمده و شما مجبور هستید از اتباع امین و صادق ممالک دیگر استفاده کنید!

 

کرزی صاحب، ترا و خدا،  این قدر شله نگیرید، آقای فرهنگ را بگذارید دوباره به آلمان بروند، و به تعلیم و تربیه نواسه  نبیره های نازنین شان  برسند، آخر  کودک ریفوجی هم حق دارد یک چیزی از "فرهنگ" خودش  بیاموزد!

نگارنده نــدا |      • 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- <>سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند<> -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

گپ شهروند- (اسد 1385)

c“ c“c“c“c“c

حامدکرزی رییس جمهور افغانستان ظاهراً به درخواست علما و روحانیون کشور، دستور ایجاد مجدد اداره "امر به معروف و نهی از منکر" را صادر کرده است که به عقیده بیشتری از هموطنان، این تجویز گذشه از آنکه هیچ یک از درد های مفاسد اجتماعی را تخفیف نخواهد بخشید، خود میتواند باعث ایجاد فاصله بین مردم و حکومت اسلامی افغانستان گردد. حدود نه سال قبل، زمانیکه گروه طالبان صلاحیت اجرایی نهاد امر به معروف و نهی از منکر را ارتقا بخشیده و آنرا تا حد وزارت انکشاف دادند، بیشتری از هموطنان مسلمان ما برای گریز از سوز شلاق پولیس بی معرفت آن، به خارج از کشور مهاجر شدند، و تعدادی هم بجای معرفت یابی و تهذیب، درست بر علیه "دیانت پولیسی" برخواستند. دراثر اجراات ظالمانه، و غیرانسانی همین نهاد بود که درهمان زمان، به هزاران باشندۀ کشور مورد توهین و تحقیر قرار گرفتند، و حتی اعمال متحجرانه آن منجر به از بین رفتن با ارزش ترین میراث های ملی و تاریخی این سرزمین گردید.

 

دولت افغانستان بایست بجای تأسیس ارگان های پرتعدد و بی کیفیت، به کارکرد و شایسته گی  نیروهای امنیتی فعلی خویش اطمینان نموده و در صدد تقویه و بهینه سازی نقش آن برآید، و حداکثر تلاش گردد تا روحیه اعتماد به نفس در پولیس نوپای ما جهت مقابله و مبارزه با مفاسد اجتماعی مجدداً تشکیل گردد. و یا هم اگر پالیسی سازان ما گمان کرده اند که با این پلان، میتوان گراف نارضایتی های مردم از دولت را دوباره پایین آورد، بهتر این بود  برای ارگان متذکره یک نام مناسب دیگر انتخاب میکردند تا برخورد و اعمال ظالمانه دوره طالبان در ذهن و روان خسته مردم متدین این کشور دوباره زنده نمی گشت!
نگارنده نــدا |      • 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- <>سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند<> -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سیاسی(اسد ١٣٨٥)××

نجیب الله دهزاد

 

لبنــــان، آهسته

 

 

 

فریاد کن

 

 

روزهای بیشماریست که دیگر بیروت، این عروس زیبای خاورمیانه، لبخند را فراموش کرده است. هرآنچه را که برای تداوم خون لازم است، آسمان لبنان در خود دارد، شفافیت اشک "قانا" نیز به سرخی سرنوشت لبنان  پیوست.


ادامۀ مطلب
نگارنده نــدا |      • 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- <>سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند<> -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سیاسی(اسد ١٣٨٥)×

ژنرال ديويد ريچاردز: فرمانده نیروهای ایساف(تحت رهبری ناتو) درافغانستان:

 

اگر من رهبر طالبان می بودم، در آنصورت

 

 

 میدانستم که سال ٢٠٠٦ ممکن

                                          

 

 است شانس آخر من باشد

 

پيمان آتلانتيک شمالی، ناتو، روز دوشنبه، ۹ اسد (۳۱ ژوئيه) در مراسم ویژه ای در شهر قندهار، فرماندهی عمليات نظامی را در جنوب افغانستان رسما به عهده گرفت.


ادامۀ مطلب
نگارنده نــدا |      • 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- <>سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند<> -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اجتماعی(اسد١٣٨٥)××××

خوشحال تایب- چین

 

د چين د پلازمينی بیجینگ په

 

 اؤه لند معلومات

 

 

چين د نړۍ يو له ډير لرغونو هيوادونو څخه دى،چې د لرغونتوب تاريخ يې شاوخوا پنځو زرو كلونو ته رسيږي،پر دغې خاورې لوى، لوى امپراطوران او پادشاهان تير شوي دي،چين چې درې ديرش ولايتونه لري په هر ولايت كې يې په سلګونو د ليدو وړ ځايونه شته،په تيره بيا د چين ستر ديوال  چې د نړۍ له سترو عجايبو څخه يو دى،اوس مهال ددې هيواد په بيلابيلو برخو كې د پام وړ بدلونونه رامنځ ته ،او ښكاره پرمختګونه يې كړيدي، كه چيرې  د چين د   يواځې   مشهورو ځايونو په هكله څه وليكو نو ښايي چې كتابونه پرې ډك شي،خو موږ به دلته يواځې د دغه هيواد د پلازمينې  پيكينګ يا اوسني بيجينګ په اړه لږ څه لنډ معلومات تاسې ته وړاندې كړو:


ادامۀ مطلب
نگارنده نــدا |      • 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- <>سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند<> -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اجتماعی(اسد١٣٨٥)×××

درس هایی از برنامه ريزی عصبی بياني

 

قسمت دوم

 

 

 

چگونگی ارتباط با خود و ديگران

 

 

برگرفته  از سایت انترنیتی ان ایل پی

 

 

اعتماد به نفس

 

درس ششم

بيماري يعني:

 اعتماد به نفس در كساني فوق العاده چشمگير است كه خودشان را خيلي خوب مي پذيرند. يعني در درون، خود را تاييد مي كنند. انسان بودن خود را پاس مي دارند و از توانايي رشد و پيشرفت و خلاقيت و نوانديشي خود لذت مي برند و از خود رضايت خاطر دارند.كساني كه اعتماد به نفس عالي دارند، در درون، شيفته خود هستند و به خوبي به نيازها، احساسات و تندرستي خود توجه دارند. اما كساني كه خودشان نسبت به خود چنين محبت و توجهي ندارند، نياز پيدا مي كنند كه اين خلاء را از جانب شخص يا اشخاص ديگر پر كنند.  شخصي كه مورد تاييد خود باشد و به نيازهاي جسمي و روحي خود توجه دارد، خيلي كم به بيماري مبتلا مي شود. چنين شخصي، حتي فكر بيمار شدن يعني نياز به جلب توجه ديگران هم در ذهنش راه پيدا نمي كند. كسي كه اعتماد به نفس ندارد، يا به خاطر بي توجهي به خود، واقعا بيمار مي شود تا توجه و محبت ديگران را برانگيزد و يا اينكه خود را به بيماري مي زند تا به مقصود خود برسد.

نگارنده نــدا |      • 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- <>سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند<> -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اجتماعی(اسد١٣٨٥)××

 

 

 

 

نامۀ چارلی چاپلین

 

 

 به دخترش

 

چارلی چاپلین یکی از نوابغ مسلم سینماست . او در زمانی که در اوج موفقیت بود با اونا اونیل ازدواج کرد و از او صاحب ٧ یا ٨ فرزند شد ولی فقط یکی از این فرزندان که ژرالدین نام دارد استعداد بازیگری را از پدرش به ارث برده و چند سالی است که در دنیای سینما مشغول فعالیت است و اتفاقا او هم مثل پدرش به شهرت و افتخار زیادی رسیده و در محافل هنری روی او حساب می کنند. چند سال پیش وقتی ژرالدین تازه می خواست وارد عالم هنر شود ، چارلی برای او نامه ای نوشت که در شمار زیبا ترین و شور انگیزترین نامه های دنیا قرار دارد و بدون شک هر خواننده یا شنونده یی را به تفکر وادار می کند.

ژرالدين دخترم:


ادامۀ مطلب
نگارنده نــدا |      • 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- <>سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند<> -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اجتماعی(اسد١٣٨٥)×

c“ c“c“c“c“c

 

برگردان: محمد نادر عبدالله

 

 

آنچه که قبلاً

 

نمیدانستیم!

 

 

* معروف ترین و رایج ترین اسم درجهان"محمد" است

* حرف اول و آخر تمام قاره های جهان با هم مشابه میباشد

* قوی ترین عضله بدن انسان، زبان اوست
ادامۀ مطلب
نگارنده نــدا |      • 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- <>سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند<> -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

طنز(اسد١٣٨٥)

c“ c“c“c“c“c

 

 

ن دهزاد

 

خواب یک

 

 

مرد چپن دار!

 

 

میگویند تعبیر خواب معمولاً سرچپه است. اما بنده فکر میکنم، سرچپه گی خواب نظر به جنسیت اجتماعی آدم ها (یعنی زن بودن و مرد بودن) فرق دارد.  در بین مردان و زنان باز خواب های هر طبقه با هم برابر نیست؛ مثلاً وقتی یک پسر بچه صنف اول تخته سیاه خواب میبیند؛ سر از فردا حتماً روی خاکستر چوکی مکتب درس خواهد خواند  ؛ یا اگر یک جوان مجرد میبیند که خسر یا خشویش به طرف او لبخند میزند، یک چنین خوابی تعبیر طلایی دارد و باید این جوان خوش شانس سیم کارت سعادت اش را تبدیل کند تا آشلف(صدای گلو) قرضداران را نشنود. اگر نسل امروزین مردها خواب برق را ببیند، هر آدم عاقلی هم که باشد در تعبیر روشن این گونه رویا ها اشتباه خواهد کرد؛ زیرا نتیجه خواب های الکترونیکی را فقط درقیامت میشود دید. دیدن سرک قیر در خواب به معنی اینست که بیست و هشت سال دیگر سرنوشت تان در جاده های خاکی قدم خواهد زد. یا که مثلاً در کشور ما هر رییس جمهوری که باشد هیچوقت خودش هم خواب حکومت داری را نمیبیند!

 

فاژه نکشید! تا اینجا روی تعبیر خواب مرد ها صحب شد. میخواهیم در مورد خواب زنها هم چیزی بگوییم.  خانم هایی که در پارلمان نماینده هستند، بعد از این  رأی ما را در خوابشان هم نخواهند دید، چون خواب قبلی شان  را کمیسیون انتخابات غلط تعبیر کرده بود.  بگذارید خواب مادر خودم را برایتان قصه کنم. چهار سال قبل وقتی که او این خواب را میدید، کمیسیون اصلاحات اداری هنوز تشکیل نشده شده بود؛ شاید به همین جهت، علی رغم سرچپه گی تعبیر، مادرم بازهم اجازه یافت که به دیدن خوابش ادامه دهد!

 

مادرم همیشه میگوید خواب مرد ها سرچپه است، نتیجه خواب زن ها هر چه که باشد راست است و تعبیر مثبت دارد. او چهار سال پیش خواب دیده بود یک آدم نورانی چپن دار درهیئت امواج از آسمان به زمین  می آید، ابتدا در صندوق  "سی ان ان" و بعد در "بی بی سی"  و "الجزیره"  وارد میشود، چند روز که گذشت همین موج،  سوار بر یک ماشین بالدار به بگرام میرسد.  مادرم گفت، همو نفر چپن دار را وقتی که اولین بار در خوابش دید، تنها یک دستمال نظم به گردن داشت. چند ماه گذشت، مرد چپن دار، کم کم خودش را جمع و جور کرد و بالآخره در حالیکه دستش را به سوی مردم تکان میداد،  چشمک زنان وارد خیمه ملت شد.

 

مادرم در ادامه خوابش باز خواب دیده بود که مرد چپن دار، وقتی به سر طفلکان مکاتب دست میکشید، فکر میکردی تباشر پالیسی پنجه هایش نصاب استندرد معارف را ترسیم میکند. او گفت یک لشکر آدم هجده ساله را نیز در خوابش دیده بود؛ ولی تصور نمیکرد این همه آدم، همان مخلوق کانکورزده معارف باشند! 

 

مادرم گفت؛ زمانیکه همین مرد نورانی، در زیارت خواجه ابدال ولی(یکی از زیارت های بدخشان)  از دست ملنگی خربوزه خورد، ما گمان کردیم شیرینی این خربوزه، که با اشتیاق مدرن در کام اش میچسپید، تمام تلخی های تریاک را ازذهن مردم ما خنثی خواهد کرد!

 

او گفت:" وقتی مرد چپن دار کابینه اش را اعلان کرد، در بین اعضای دولت او فقط یک مرد به نظر میرسید که او هم تنها یک پاسپورت داشت و این مرد(وزیر) از بس که مصروف رعایت احترام و حقوق پانزده میلیون زن بود، از گرفتن رأی اعتماد باز ماند!"

 

مادرم در همان خواب اش دیده بود  خویشاوندان و دوستان مرد چپن دار روزانه پنجاه گرام چاق میشوند، و عاید سرانه رعیت همین مرد سالانه پنجاه دالر بالا میرود! 

 

مادرم گفت: در خواب همان سال اش سر و صداهایی زیادی را هم شنیده بود، به نظرش می آمد که  ٥٢ بلای آسمانی در جنوبستان ملک بالای جشن های عروسی گلهای ضد تروریزم می پاشند!

 

مادرم گفت:" نمیدانم همان وقت چرا یک بار نفسم قید شد و سیاهی پخشم کرد، ابتدأ احساس کردم مرد چپن دار مخازن اوکسجن افغانستان را  به سکتور خصوصی واگذار کرده است؛ اما وقتی پهلو خوردم دوباره خواب دیدم تعداد زیادی از ملیشه های مسلح دور این مرد حلقه زده اند و هر کدام گوشه یی از چپن او را به سوی خود کش میکنند، وقتی هوای جیب های مرد چپن دار کاملاً خالی شد، من به شدت احساس خفه گی کردم!"

 

این خواب را مادرم بیست و هفت شب پس از غیبت "امیرالمومنین" دیده بود؛ امروز بعد از گذشت چهارسال وقتی من از خواب بیدار شدم، او بالای سرم زانو زده  بود و آرام آرام گریه میکرد.

 

گفتم:" مادر چرا گریه میکنید؟!"

 

مادرم گفت:" خدا مرد چپن داره بیامرزه، اگر امروز روح مرحومی زنده میبود، تو از بیکاری تا هشت جوزا هشتاد و پنج خواب نمیکردی!  اگر ارواح او خدابیامرز  درقید حیات سیاسی میبود،  تو  حالا میتوانستی بیدار باشی و پخش زنده "حکومت داری" را از تلویزیون های خصوصی افغانستان تماشا کنی!"

کابل- سرطان ١٣٨٥

                                                                                                                     منبع: سایت سرنوشت

c“ c“c“c“c“c

 

سید ابراهیم موزون

 

زیرآهنــــگ

 

وحیدجان صابری، از هنرمندان موفق کشور، که چندی قبل بعد از گذرانیدن سه چارک از عمر خویش به افغانستان برگشته بود، پس از مصاحبه اش با شبکه های تلویزیونی درکابل، مورد توجه زیرآهنگ قرار گرفت. از زنده گی و طرز فکر فعلی آقای صابری خبرنداریم، ولی در سال های دور و زمانیکه ایشان در افغانستان تشریف داشتند، دو موجود را که یکی مادر و دیگرش میهن بود، از همه بیشتر گرامی میداشتند. زیرآهنگ بدون آنکه به دو موجود وحید صابری کاری داشته باشد، برای دو موجود دیگر که اینروز ها به نظر میرسد گرامی ترین موجودات سرزمین ما را تشکیل میدهند، آهنگ میسراید:

از خط خوانان و از دوستداران صدای زیرآهنگ تقاضا میگردد تا حین زمزمه آهنگ ذیل، کمپوز وحید جان را در نظر داشته باشند:

"دو موجود ز هستی گرامی تر است"

یکــی قدرت و دیگرش دالـر است

به شـام وزیران قسم

به صبح معینان قسم

"دو موجود ز هستی گرامی تر است"

یکــی قدرت و دیگرش دالـر است

موزیـــــــــک

ستایش کنم پول که  او  دالر  است

که دالر ســزاوار  فش  و کر  است

"دو موجود ز هستی گرامی تر است"

یکــی پودر  و دیگرش دالر است

موزیـــــــک

تو ای دالر من، تو  بــال و پری من

نباشی تو یکدم، چه خاک بر سر من

به چاشت رییسان قســــــــم

به عصر وکیلان قســــــــــم

 

c“ c“c“c“c“c

 

رحمت الله محشر

 

هرگاه خیال بردن قــــاچاق میکنم

پنج شش مقام دولتی تب چاق میکنم

با آنکه اعتماد وطن بر ســـر منست

پودر به کارخانه تو قـــــاق میکنم

از بهر انتقال مواد ات مخـــور تو غم

سر تا به پای موتره طبـــراق میکنم

از خدمت وطن شده ام دور دی دی آر

درکارخانه خدمت فرنـــــاق میکنم

پولـــم بده برو تو بکن هرچه میکنی

صد فیصــله به نفع تو من ناق میکنم

من تیم بازســــازی نیم پول سازیم

بالله قسم که مـلک تو جیداق میکنم

 

c“ c“c“c“c“c

 

 

وضعیت

 

اولی: خوب، نگفتی بالآخره سرنوشت جناب "وضعیت" چه میشه؟

دومی: وضعیت امنیتی؟ اقتصادی؟ یا سیاسی؟

اولی: از هر کدامشه که تو خوش داری!

دومی: البته به اجازه کارشناسان خارجی:

به نظر من، وضعیت امنیتی دزد میشه،  اقتصادی گدایگر، و سیاسی دیوانه خاد شد!

نگارنده نــدا |      • 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- <>سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند<> -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

زمزمه های الهام(اسد١٣٨٥)

c“ c“c“c“c“c

 

سمیع رفیع

 

اقليم دل

 

 

دُر فشــــان اندر جبينت دُر و مرجان ديده ام

ماه من تابيدنت در جســـم و در جان ديده ام

 

كوهساران دلم پُر از صــــدا هـــــای تو شد

لالـــه زاران تنم را مســت و خندان ديده ام

 

خوب شگفتی دلــبرا در گلشن معنی ی عشق

غنچه بودی گل شــدی اكنون گلستان ديده ام

 

تو نسيمی از بهــــــار رنگ و بو هـــای مني

جوشش رنگت از آن چشــــم غزالان ديده ام

 

دوســتر دارم ترا از جان و از هستــی ی خود

زانكه در معنی ترا چــــون ماه كنعان ديده ام

 

ای بهارستان عشق ای الفت و عيش مـــــدام

عمر هــــا شد من ترا سرخيل خوبان ديده ام

 

من كه ميسوزم « رفيع » امروز در اقليـــم دل

جـــــــوهر آيينهء آيينه ســـازان ديده ام

 

c“ c“c“c“c“c

 

نازی شریفی، فیض آباد

مرد مهجور

 

باد از پرده های

پنجره

به دختران عریانت شرم میدوخت

و زنت فهرست غذاهای ترشیده را

به همسایه قصه میگفت

هیچ کس به زهرخنده

پوتین های زخمی ات اعتنا نکرد

و پاره های پوستینت

          در حسرت پینه های نو پیر گشت

چلچله ها از درختان عبوس باغچه ات کوچیدن

و کودکانت از قحط سالی نان مردن

و تو از خجالت در گهواره شان

پنهان شدی

برخیز و قصه مصلوب شدنت را

کنار چشمه خورشید آتش کن

که برف میبارد و آخرین

چلچله مهجور در راه است

 

c“ c“c“c“c“c

 

قاضی نورالله، قریه فرغامیرو، ولسوالی جرم

 

عزیزان اینقدر عصـــــیان تا کی

            ذلیل و ابتر و پســــــــــمان تا کی

طپیدیم سوختیم در آتــــش غـــــم

            برای ناکســــــــــان دوران تا کی

خردمند  دبیر کشــــــــــــــور ما

            به زیر سلطــــــــــه دزدان تا کی

پریشان در بدر در کوه و صحرا

            به زیر خیمۀ ســـــــــوزان تا کی

چراغ علم و عرفان گشته خاموش

            بجاهل شوکت و طغیـــــان تا کی

همه طفل و یتیمان اشــک ریزان

            خراب و خسته و بی جان تا کی

بزرگان شریف در وحـــــدت ما

            بکوشید فرقت و زنــــدان تا کی

الهی لطف کن بر حــــــــال ملت

            حزین ناتوان عریـــــــــان تا کی

بیایید یکدل و یکپارچه باشــــیم

            پریشان خاطر وگریـــــان تا کی

بود "سیفی" سفیر بی نوایــــــــان

            به میهن وحشت و عدوان تا کی

 

 

c“ c“c“c“c“c

 

نجم الدین شاعف

 

درمان غریبان

 

خون میچکد از دیده و مژگــان غریبان

کس نیست کند یکدمی پرســان غریبان

برگوش فلک میرسد و گوش تو مسدود

شب تا به سحر شیؤن و افغان غریبان

درپیکر بیچاره نگر پیــــــرهنی نیست

چون بید بلرزد ز خنک جـــان غریبان

کو چای و کجا روغنی تا دیـگ کند او

با خون جگر تر شده است نان غریبان

درخوان تو انواع غــذاهاست بهـر شام

یادی نکنی سفره بی نـان غریبـــــــــان

در روز جزا دان که بود از تـو سؤالی

از چهره افسرده و پژمان غریبـــــــان

ترسی زخدا کن که ترا نــیز زوالیست

بشتاب و نما چاره و درمـــــان غریبان

شاعف تو مشو غره بدین مال و منالت

روزی برسد گردی تو همسان غریبان

 

 

c“ c“c“c“c“c

 

نصیب، فیض آباد

 

هر تیری که در جبــــــهه افلاک بود

آماجگهش این دل غمنــــــــــــاک بود

تا چرخ چنین ظــــــالم و بی باک بود

آسوده کســــــی بود که در خـاک بود

 

****   ****   ****

تا چشم عدو بر سر این خــــــاک بود

پیراهن پیر و طفل ما چـــــــــاک بود

تا در وطنم مردم بی بــــــــــــاک بود

میل همه کس بسوی تریـــــــــاک بود

 

****   ****   ****

درشهرک ما خانۀ نمـــــــــــــناک بود

جوش و خروش است آوازۀ راک بود

عیش و طرب از عصــــاره تاک بود

افسوس کسی که در زیر خــــاک بود

 

****   ****   ****

کشور همه اش خـــانۀ زهــــــاک بود

از هیبت او مـردم بیمنــــــــــــاک بود

از تشریف غیر، زمانه غمنـــاک بود

گفتن نتوان، حاکم این خـــــــــاک بود!

 

c“ c“c“c“c“c

 

با جهانی پوزش و دعا بر روان "کان گوهر عشق" و لعل کوه عرفان، سرور آزادۀ درویشان، میرغیاث الدین بزرگ جنت مکان، خواستم با همه ناتوانی با پای لنگ بدنبال قافلۀ دوبیتی پیر عرفان و ادب گام بردارم. ازین گستاخی تکیه برمقام بزرگان امید عفو را دارم. و از بی ربطی این چند جملۀ ناموزون و بضاعت مزجات که بار دوش آن در گرانبهای ادب نموده ام، معذرت میخواهم.

 

من عقاب آزادم، گر بکوهسارانم

                    هم عنان خورشیدم سربلند دورانم

از کرانۀ کهسار همچو چشمۀ خورشید

                     "کان گوهر عشقم لعل کوه عرفانم

زان سبب نمود ایزد ساکن بدخشانم"

گربچشم خودبینان در زمانه بی قدرم

               آفتاب مهرم من گر بچهره ام زردم

کوردل اگر دارد دشمنی و بی مهری

               "درکف گهرسنجان گوهر گرانقدرم

درصف قدح نوشان رند می فروشانم"

 

خیر الدین صاعد، فیض آباد ١٢ حوت ١٣٨٤
نگارنده نــدا |      • 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- <>سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند<> -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ویژه های شهروند(دهم اسد ١٣٨٥)

 

c“c“c“

 

 

دوستان، نازنینان!

 

میخواهم خبر خوشی داشته باشم!  وبلاگ سیمای شهروند، درپهلوی نشرات عادی خویش، که بصورت ماهوار به روز میگردد، حالا صفحه جدیدی تحت نام" ویژه های شهروند" را نیز بازگشایی نموده است که از تمام عزیزان و خواننده گان خوب مان تمنی داریم تا مطالب، اشعار، طنز ها و مقالات شان را جهت نشر به ما بفرستند.  خاطرنشان باید نمود  اوقات به روز نمودن این صحفه محدود نمی باشد.

 

برای حسن آغاز، شما را دعوت مینماییم به تماشای مسابقه "قدرت بال" بین تیم های لیگ اول افغانستان!   باید یادآوری نمود که طنز"جام قدرت" افغانستان ٢٠٠٩ که یکی از طنز های جدید و ورزشی محترم نجیب الله دهزاد میباشد، چندی قبل در سایت کابل پریس نیز نشر گردیده بود. لطفاً نظریات، پیشنهادات، انتقادات خویش را در بخش "دیدگاه شما" که  در پایان هر پست قرار دارد، بنگارید و ما را تا هر اندازه یی که توان دارید، منت گذارید!

با عرض ادب

نــــدا

مسؤول بروزرسانی ویبلاگ سیمای شهروند 

نگارنده نــدا |      • 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- <>سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند<> -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ویژه های شهروند(دهم اسد١٣٨٥)

 

 

 

مسابقات "جام قدرت"

 

افغانستان، ٢٠٠٩

 

نجیب الله دهزاد

najibdehzad@yahoo.com

 

دررقابت های ورزشی "جام قدرت"  که بمناسبت انتخابات ریاست جمهوری افغانستان برگزار گردید، و آخرین بازی آن دوسال قبل خاتمه یافت. تیم های "دولت"، "مجاهدین"، "جنگسالاران"" و" طالبان" به مصاف هم رفتند. تیم "دولت" که در دو بازی اول موفق گردید تیم های پرقدرت "طالبان" و "جنگسالاران" را شکست دهد،  در بازی بعد  به مصاف تیم پرستاره "مجاهدین" رفت. در این مسابقه که با داوری  "زلمی خلیلزاد"، از کشور امریکا برگزار گردید، بودجه پوشان "دولت" توانستند با  به ثمر رساندن دو گول توسط "احمد ضیا مسعود" و " محمد کریم خلیلی،  مهاجمان جدید خویش" تیم صاحب نام"مجاهدین" را مغلوب سازند.


ادامۀ مطلب
نگارنده نــدا |      • 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- <>سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند 0 سیمای شهروند<> -----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------