گپ شهروند- (اسد 1385)
c ccccc
حامدکرزی رییس جمهور افغانستان ظاهراً به درخواست علما و روحانیون کشور، دستور ایجاد مجدد اداره "امر به معروف و نهی از منکر" را صادر کرده است که به عقیده بیشتری از هموطنان، این تجویز گذشه از آنکه هیچ یک از درد های مفاسد اجتماعی را تخفیف نخواهد بخشید، خود میتواند باعث ایجاد فاصله بین مردم و حکومت اسلامی افغانستان گردد. حدود نه سال قبل، زمانیکه گروه طالبان صلاحیت اجرایی نهاد امر به معروف و نهی از منکر را ارتقا بخشیده و آنرا تا حد وزارت انکشاف دادند، بیشتری از هموطنان مسلمان ما برای گریز از سوز شلاق پولیس بی معرفت آن، به خارج از کشور مهاجر شدند، و تعدادی هم بجای معرفت یابی و تهذیب، درست بر علیه "دیانت پولیسی" برخواستند. دراثر اجراات ظالمانه، و غیرانسانی همین نهاد بود که درهمان زمان، به هزاران باشندۀ کشور مورد توهین و تحقیر قرار گرفتند، و حتی اعمال متحجرانه آن منجر به از بین رفتن با ارزش ترین میراث های ملی و تاریخی این سرزمین گردید.
سیاسی(اسد ١٣٨٥)××
نجیب الله دهزاد
لبنــــان، آهسته
فریاد کن
روزهای بیشماریست که دیگر بیروت، این عروس زیبای خاورمیانه، لبخند را فراموش کرده است. هرآنچه را که برای تداوم خون لازم است، آسمان لبنان در خود دارد، شفافیت اشک "قانا" نیز به سرخی سرنوشت لبنان پیوست.
ادامۀ مطلب
سیاسی(اسد ١٣٨٥)×
ژنرال ديويد ريچاردز: فرمانده نیروهای ایساف(تحت رهبری ناتو) درافغانستان:
اگر من رهبر طالبان می بودم، در آنصورت
میدانستم که سال ٢٠٠٦ ممکن
است شانس آخر من باشد
پيمان آتلانتيک شمالی، ناتو، روز دوشنبه، ۹ اسد (۳۱ ژوئيه) در مراسم ویژه ای در شهر قندهار، فرماندهی عمليات نظامی را در جنوب افغانستان رسما به عهده گرفت.
ادامۀ مطلب
اجتماعی(اسد١٣٨٥)××××
خوشحال تایب- چین
د چين د پلازمينی بیجینگ په
اؤه لند معلومات
چين د نړۍ يو له ډير لرغونو هيوادونو څخه دى،چې د لرغونتوب تاريخ يې شاوخوا پنځو زرو كلونو ته رسيږي،پر دغې خاورې لوى، لوى امپراطوران او پادشاهان تير شوي دي،چين چې درې ديرش ولايتونه لري په هر ولايت كې يې په سلګونو د ليدو وړ ځايونه شته،په تيره بيا د چين ستر ديوال چې د نړۍ له سترو عجايبو څخه يو دى،اوس مهال ددې هيواد په بيلابيلو برخو كې د پام وړ بدلونونه رامنځ ته ،او ښكاره پرمختګونه يې كړيدي، كه چيرې د چين د يواځې مشهورو ځايونو په هكله څه وليكو نو ښايي چې كتابونه پرې ډك شي،خو موږ به دلته يواځې د دغه هيواد د پلازمينې پيكينګ يا اوسني بيجينګ په اړه لږ څه لنډ معلومات تاسې ته وړاندې كړو:
ادامۀ مطلب
اجتماعی(اسد١٣٨٥)×××
درس هایی از برنامه ريزی عصبی بياني
قسمت دوم
برگرفته از سایت انترنیتی ان ایل پی
اعتماد به نفس
درس ششم
بيماري يعني:
اعتماد به نفس در كساني فوق العاده چشمگير است كه خودشان را خيلي خوب مي پذيرند. يعني در درون، خود را تاييد مي كنند. انسان بودن خود را پاس مي دارند و از توانايي رشد و پيشرفت و خلاقيت و نوانديشي خود لذت مي برند و از خود رضايت خاطر دارند.كساني كه اعتماد به نفس عالي دارند، در درون، شيفته خود هستند و به خوبي به نيازها، احساسات و تندرستي خود توجه دارند. اما كساني كه خودشان نسبت به خود چنين محبت و توجهي ندارند، نياز پيدا مي كنند كه اين خلاء را از جانب شخص يا اشخاص ديگر پر كنند. شخصي كه مورد تاييد خود باشد و به نيازهاي جسمي و روحي خود توجه دارد، خيلي كم به بيماري مبتلا مي شود. چنين شخصي، حتي فكر بيمار شدن يعني نياز به جلب توجه ديگران هم در ذهنش راه پيدا نمي كند. كسي كه اعتماد به نفس ندارد، يا به خاطر بي توجهي به خود، واقعا بيمار مي شود تا توجه و محبت ديگران را برانگيزد و يا اينكه خود را به بيماري مي زند تا به مقصود خود برسد.
اجتماعی(اسد١٣٨٥)××
نامۀ چارلی چاپلین
به دخترش
چارلی چاپلین یکی از نوابغ مسلم سینماست . او در زمانی که در اوج موفقیت بود با اونا اونیل ازدواج کرد و از او صاحب ٧ یا ٨ فرزند شد ولی فقط یکی از این فرزندان که ژرالدین نام دارد استعداد بازیگری را از پدرش به ارث برده و چند سالی است که در دنیای سینما مشغول فعالیت است و اتفاقا او هم مثل پدرش به شهرت و افتخار زیادی رسیده و در محافل هنری روی او حساب می کنند. چند سال پیش وقتی ژرالدین تازه می خواست وارد عالم هنر شود ، چارلی برای او نامه ای نوشت که در شمار زیبا ترین و شور انگیزترین نامه های دنیا قرار دارد و بدون شک هر خواننده یا شنونده یی را به تفکر وادار می کند.
ژرالدين دخترم:
ادامۀ مطلب
اجتماعی(اسد١٣٨٥)×
c ccccc
برگردان: محمد نادر عبدالله
آنچه که قبلاً
نمیدانستیم!
* معروف ترین و رایج ترین اسم درجهان"محمد" است
* حرف اول و آخر تمام قاره های جهان با هم مشابه میباشد
ادامۀ مطلب
طنز(اسد١٣٨٥)
c ccccc
ن – دهزاد
خواب یک
مرد چپن دار!
میگویند تعبیر خواب معمولاً سرچپه است. اما بنده فکر میکنم، سرچپه گی خواب نظر به جنسیت اجتماعی آدم ها (یعنی زن بودن و مرد بودن) فرق دارد. در بین مردان و زنان باز خواب های هر طبقه با هم برابر نیست؛ مثلاً وقتی یک پسر بچه صنف اول تخته سیاه خواب میبیند؛ سر از فردا حتماً روی خاکستر چوکی مکتب درس خواهد خواند ؛ یا اگر یک جوان مجرد میبیند که خسر یا خشویش به طرف او لبخند میزند، یک چنین خوابی تعبیر طلایی دارد و باید این جوان خوش شانس سیم کارت سعادت اش را تبدیل کند تا آشلف(صدای گلو) قرضداران را نشنود. اگر نسل امروزین مردها خواب برق را ببیند، هر آدم عاقلی هم که باشد در تعبیر روشن این گونه رویا ها اشتباه خواهد کرد؛ زیرا نتیجه خواب های الکترونیکی را فقط درقیامت میشود دید. دیدن سرک قیر در خواب به معنی اینست که بیست و هشت سال دیگر سرنوشت تان در جاده های خاکی قدم خواهد زد. یا که مثلاً در کشور ما هر رییس جمهوری که باشد هیچوقت خودش هم خواب حکومت داری را نمیبیند!
فاژه نکشید! تا اینجا روی تعبیر خواب مرد ها صحب شد. میخواهیم در مورد خواب زنها هم چیزی بگوییم. خانم هایی که در پارلمان نماینده هستند، بعد از این رأی ما را در خوابشان هم نخواهند دید، چون خواب قبلی شان را کمیسیون انتخابات غلط تعبیر کرده بود. بگذارید خواب مادر خودم را برایتان قصه کنم. چهار سال قبل وقتی که او این خواب را میدید، کمیسیون اصلاحات اداری هنوز تشکیل نشده شده بود؛ شاید به همین جهت، علی رغم سرچپه گی تعبیر، مادرم بازهم اجازه یافت که به دیدن خوابش ادامه دهد!
مادرم همیشه میگوید خواب مرد ها سرچپه است، نتیجه خواب زن ها هر چه که باشد راست است و تعبیر مثبت دارد. او چهار سال پیش خواب دیده بود یک آدم نورانی چپن دار درهیئت امواج از آسمان به زمین می آید، ابتدا در صندوق "سی ان ان" و بعد در "بی بی سی" و "الجزیره" وارد میشود، چند روز که گذشت همین موج، سوار بر یک ماشین بالدار به بگرام میرسد. مادرم گفت، همو نفر چپن دار را وقتی که اولین بار در خوابش دید، تنها یک دستمال نظم به گردن داشت. چند ماه گذشت، مرد چپن دار، کم کم خودش را جمع و جور کرد و بالآخره در حالیکه دستش را به سوی مردم تکان میداد، چشمک زنان وارد خیمه ملت شد.
مادرم در ادامه خوابش باز خواب دیده بود که مرد چپن دار، وقتی به سر طفلکان مکاتب دست میکشید، فکر میکردی تباشر پالیسی پنجه هایش نصاب استندرد معارف را ترسیم میکند. او گفت یک لشکر آدم هجده ساله را نیز در خوابش دیده بود؛ ولی تصور نمیکرد این همه آدم، همان مخلوق کانکورزده معارف باشند!
مادرم گفت؛ زمانیکه همین مرد نورانی، در زیارت خواجه ابدال ولی(یکی از زیارت های بدخشان) از دست ملنگی خربوزه خورد، ما گمان کردیم شیرینی این خربوزه، که با اشتیاق مدرن در کام اش میچسپید، تمام تلخی های تریاک را ازذهن مردم ما خنثی خواهد کرد!
او گفت:" وقتی مرد چپن دار کابینه اش را اعلان کرد، در بین اعضای دولت او فقط یک مرد به نظر میرسید که او هم تنها یک پاسپورت داشت و این مرد(وزیر) از بس که مصروف رعایت احترام و حقوق پانزده میلیون زن بود، از گرفتن رأی اعتماد باز ماند!"
مادرم در همان خواب اش دیده بود خویشاوندان و دوستان مرد چپن دار روزانه پنجاه گرام چاق میشوند، و عاید سرانه رعیت همین مرد سالانه پنجاه دالر بالا میرود!
مادرم گفت: در خواب همان سال اش سر و صداهایی زیادی را هم شنیده بود، به نظرش می آمد که ٥٢ بلای آسمانی در جنوبستان ملک بالای جشن های عروسی گلهای ضد تروریزم می پاشند!
مادرم گفت:" نمیدانم همان وقت چرا یک بار نفسم قید شد و سیاهی پخشم کرد، ابتدأ احساس کردم مرد چپن دار مخازن اوکسجن افغانستان را به سکتور خصوصی واگذار کرده است؛ اما وقتی پهلو خوردم دوباره خواب دیدم تعداد زیادی از ملیشه های مسلح دور این مرد حلقه زده اند و هر کدام گوشه یی از چپن او را به سوی خود کش میکنند، وقتی هوای جیب های مرد چپن دار کاملاً خالی شد، من به شدت احساس خفه گی کردم!"
این خواب را مادرم بیست و هفت شب پس از غیبت "امیرالمومنین" دیده بود؛ امروز بعد از گذشت چهارسال وقتی من از خواب بیدار شدم، او بالای سرم زانو زده بود و آرام آرام گریه میکرد.
گفتم:" مادر چرا گریه میکنید؟!"
مادرم گفت:" خدا مرد چپن داره بیامرزه، اگر امروز روح مرحومی زنده میبود، تو از بیکاری تا هشت جوزا هشتاد و پنج خواب نمیکردی! اگر ارواح او خدابیامرز درقید حیات سیاسی میبود، تو حالا میتوانستی بیدار باشی و پخش زنده "حکومت داری" را از تلویزیون های خصوصی افغانستان تماشا کنی!"
کابل- سرطان ١٣٨٥
منبع: سایت سرنوشت
c ccccc
سید ابراهیم موزون
زیرآهنــــگ
وحیدجان صابری، از هنرمندان موفق کشور، که چندی قبل بعد از گذرانیدن سه چارک از عمر خویش به افغانستان برگشته بود، پس از مصاحبه اش با شبکه های تلویزیونی درکابل، مورد توجه زیرآهنگ قرار گرفت. از زنده گی و طرز فکر فعلی آقای صابری خبرنداریم، ولی در سال های دور و زمانیکه ایشان در افغانستان تشریف داشتند، دو موجود را که یکی مادر و دیگرش میهن بود، از همه بیشتر گرامی میداشتند. زیرآهنگ بدون آنکه به دو موجود وحید صابری کاری داشته باشد، برای دو موجود دیگر که اینروز ها به نظر میرسد گرامی ترین موجودات سرزمین ما را تشکیل میدهند، آهنگ میسراید:
از خط خوانان و از دوستداران صدای زیرآهنگ تقاضا میگردد تا حین زمزمه آهنگ ذیل، کمپوز وحید جان را در نظر داشته باشند:
"دو موجود ز هستی گرامی تر است"
یکــی قدرت و دیگرش دالـر است
به شـام وزیران قسم
به صبح معینان قسم
"دو موجود ز هستی گرامی تر است"
یکــی قدرت و دیگرش دالـر است
موزیـــــــــک
ستایش کنم پول که او دالر است
که دالر ســزاوار فش و کر است
"دو موجود ز هستی گرامی تر است"
یکــی پودر و دیگرش دالر است
موزیـــــــک
تو ای دالر من، تو بــال و پری من
نباشی تو یکدم، چه خاک بر سر من
به چاشت رییسان قســــــــم
به عصر وکیلان قســــــــــم
c ccccc
رحمت الله محشر
هرگاه خیال بردن قــــاچاق میکنم
پنج شش مقام دولتی تب چاق میکنم
با آنکه اعتماد وطن بر ســـر منست
پودر به کارخانه تو قـــــاق میکنم
از بهر انتقال مواد ات مخـــور تو غم
سر تا به پای موتره طبـــراق میکنم
از خدمت وطن شده ام دور دی دی آر
درکارخانه خدمت فرنـــــاق میکنم
پولـــم بده برو تو بکن هرچه میکنی
صد فیصــله به نفع تو من ناق میکنم
من تیم بازســــازی نیم پول سازیم
بالله قسم که مـلک تو جیداق میکنم
c ccccc
وضعیت
اولی: خوب، نگفتی بالآخره سرنوشت جناب "وضعیت" چه میشه؟
دومی: وضعیت امنیتی؟ اقتصادی؟ یا سیاسی؟
اولی: از هر کدامشه که تو خوش داری!
دومی: البته به اجازه کارشناسان خارجی:
به نظر من، وضعیت امنیتی دزد میشه، اقتصادی گدایگر، و سیاسی دیوانه خاد شد!
زمزمه های الهام(اسد١٣٨٥)
c ccccc
سمیع رفیع
اقليم دل
دُر فشــــان اندر جبينت دُر و مرجان ديده ام
ماه من تابيدنت در جســـم و در جان ديده ام
كوهساران دلم پُر از صــــدا هـــــای تو شد
لالـــه زاران تنم را مســت و خندان ديده ام
خوب شگفتی دلــبرا در گلشن معنی ی عشق
غنچه بودی گل شــدی اكنون گلستان ديده ام
تو نسيمی از بهــــــار رنگ و بو هـــای مني
جوشش رنگت از آن چشــــم غزالان ديده ام
دوســتر دارم ترا از جان و از هستــی ی خود
زانكه در معنی ترا چــــون ماه كنعان ديده ام
ای بهارستان عشق ای الفت و عيش مـــــدام
عمر هــــا شد من ترا سرخيل خوبان ديده ام
من كه ميسوزم « رفيع » امروز در اقليـــم دل
جـــــــوهر آيينهء آيينه ســـازان ديده ام
c ccccc
نازی شریفی، فیض آباد
مرد مهجور
باد از پرده های
پنجره
به دختران عریانت شرم میدوخت
و زنت فهرست غذاهای ترشیده را
به همسایه قصه میگفت
هیچ کس به زهرخنده
پوتین های زخمی ات اعتنا نکرد
و پاره های پوستینت
در حسرت پینه های نو پیر گشت
چلچله ها از درختان عبوس باغچه ات کوچیدن
و کودکانت از قحط سالی نان مردن
و تو از خجالت در گهواره شان
پنهان شدی
برخیز و قصه مصلوب شدنت را
کنار چشمه خورشید آتش کن
که برف میبارد و آخرین
چلچله مهجور در راه است
c ccccc
قاضی نورالله، قریه فرغامیرو، ولسوالی جرم
عزیزان اینقدر عصـــــیان تا کی
ذلیل و ابتر و پســــــــــمان تا کی
طپیدیم سوختیم در آتــــش غـــــم
برای ناکســــــــــان دوران تا کی
خردمند دبیر کشــــــــــــــور ما
به زیر سلطــــــــــه دزدان تا کی
پریشان در بدر در کوه و صحرا
به زیر خیمۀ ســـــــــوزان تا کی
چراغ علم و عرفان گشته خاموش
بجاهل شوکت و طغیـــــان تا کی
همه طفل و یتیمان اشــک ریزان
خراب و خسته و بی جان تا کی
بزرگان شریف در وحـــــدت ما
بکوشید فرقت و زنــــدان تا کی
الهی لطف کن بر حــــــــال ملت
حزین ناتوان عریـــــــــان تا کی
بیایید یکدل و یکپارچه باشــــیم
پریشان خاطر وگریـــــان تا کی
بود "سیفی" سفیر بی نوایــــــــان
به میهن وحشت و عدوان تا کی
c ccccc
نجم الدین شاعف
درمان غریبان
خون میچکد از دیده و مژگــان غریبان
کس نیست کند یکدمی پرســان غریبان
برگوش فلک میرسد و گوش تو مسدود
شب تا به سحر شیؤن و افغان غریبان
درپیکر بیچاره نگر پیــــــرهنی نیست
چون بید بلرزد ز خنک جـــان غریبان
کو چای و کجا روغنی تا دیـگ کند او
با خون جگر تر شده است نان غریبان
درخوان تو انواع غــذاهاست بهـر شام
یادی نکنی سفره بی نـان غریبـــــــــان
در روز جزا دان که بود از تـو سؤالی
از چهره افسرده و پژمان غریبـــــــان
ترسی زخدا کن که ترا نــیز زوالیست
بشتاب و نما چاره و درمـــــان غریبان
شاعف تو مشو غره بدین مال و منالت
روزی برسد گردی تو همسان غریبان
نصیب، فیض آباد
هر تیری که در جبــــــهه افلاک بود
آماجگهش این دل غمنــــــــــــاک بود
تا چرخ چنین ظــــــالم و بی باک بود
آسوده کســــــی بود که در خـاک بود
**** **** ****
تا چشم عدو بر سر این خــــــاک بود
پیراهن پیر و طفل ما چـــــــــاک بود
تا در وطنم مردم بی بــــــــــــاک بود
میل همه کس بسوی تریـــــــــاک بود
**** **** ****
درشهرک ما خانۀ نمـــــــــــــناک بود
جوش و خروش است آوازۀ راک بود
عیش و طرب از عصــــاره تاک بود
افسوس کسی که در زیر خــــاک بود
**** **** ****
کشور همه اش خـــانۀ زهــــــاک بود
از هیبت او مـردم بیمنــــــــــــاک بود
از تشریف غیر، زمانه غمنـــاک بود
گفتن نتوان، حاکم این خـــــــــاک بود!
c ccccc
با جهانی پوزش و دعا بر روان "کان گوهر عشق" و لعل کوه عرفان، سرور آزادۀ درویشان، میرغیاث الدین بزرگ جنت مکان، خواستم با همه ناتوانی با پای لنگ بدنبال قافلۀ دوبیتی پیر عرفان و ادب گام بردارم. ازین گستاخی تکیه برمقام بزرگان امید عفو را دارم. و از بی ربطی این چند جملۀ ناموزون و بضاعت مزجات که بار دوش آن در گرانبهای ادب نموده ام، معذرت میخواهم.
من عقاب آزادم، گر بکوهسارانم
هم عنان خورشیدم سربلند دورانم
از کرانۀ کهسار همچو چشمۀ خورشید
"کان گوهر عشقم لعل کوه عرفانم
زان سبب نمود ایزد ساکن بدخشانم"
گربچشم خودبینان در زمانه بی قدرم
آفتاب مهرم من گر بچهره ام زردم
کوردل اگر دارد دشمنی و بی مهری
"درکف گهرسنجان گوهر گرانقدرم
درصف قدح نوشان رند می فروشانم"
گپ شهروند(جوزا و سرطان١٣٨٥)
c ccccc
سانسور نامه ریاست امنیت ملی، که در واقع مهر و لاک بی امضأی دولت بر دهن رسانه ها تلقی میگردد، این روز ها مایه نگرانی شدید اهل مطبوعات گردیده است.
ریاست امنیت ملی درحالی دست به چنین "دیکته کاری" زده است که سخنگویان ریاست جمهوری هر نوع قید وبند مطبوعاتی و سانسور رسانه ها را رد نموده و مکرراً بر تقویت و پشتیبانی روند دیموکراسی و آزادی بیان در این کشور تأکید میورزند.
دراین اعلامیه غیررسمی، که دو هفته قبل از طرف مسؤولین امنیت ملی به نماینده گان رسانه ها تحویل داده شد، به چهارده مورد اشاره گردیده است که عدم مصاحبه با سران و قوماندانان مشهور تروریست که فعالیت های مسلحانه ضد دولتی دارند، و تصویر برداری آنها، و نیز نشرو پخش گزارشاتی که منجر به تقویت مورال آنها میگردد، یکی از موارد این اطلاعیه میباشد. احتراز از بزرگ جلوه دادن حوادث و دهشت افگنی ها، تبلیغات منفی، گزارشات و مصاحبه های تحریک آمیز و افتراگونه علیه موجودیت نیروهای ائتلاف بین المللی و نیروهای آیساف، و همچنین عدم گنجانیدن واقعات تروریستی در صدر اخبار، از موارد دیگری است که این اعلامیه روی آن تأکید ورزیده است.
این درحالی است که تعدادی از کارشناسان سیاسی این حرکت دولت را خلاف اصول و پندار های دیموکراسی عنوان کرده و عده دیگری هم آنرا جهت حفظ تمامیت ارضی و استقرار صلح و امنیت در افغانستان، به نفع مردم و ملت مان عنوان کرده اند.
اداره سیمای شهروند بدین باور است دولت افغانستان حق دارد تا بعضی از جهات اساسی و ملی، از جمله پایبندی به ارزش های ملی و اسلامی و حفظ تمامیت ارضی را برای رسانه های که در همچو مواردی بی توجهی مینمایند، گوشزد نماید، ولی در موجودیت نهادی بنام وزارت فرهنگ، این کار نباید از طریق ارگان های نظامی، و آنهم بصورت غیررسمی، صورت گیرد، از سویی، هیچ مرجعی حق این را نخواهد داشت تا به بهانه امنیت، و از همه فریبنده تر، به بهانه "مبارزه با تروریزم" جلو صدها رسانه آزاد و غیر وابسته را بیگیرد.
دیکته، و روشهایی از این دست، هرگز نخواهد توانست بر ضعف مجریان امور کشور، بخصوص گرداننده گان روند بازسازی، سرپوش بگذارد. شاید دولتمردان ما از این نکته بیم دارند که اگر امروز جلو اهل قلم و مطبوعات را نگیرند، شاید فردا به مشکلات بیشتری، از جمله بررسی کارکردهای پنج ساله دولت منتخب توسط مطبوعات و رسانه مواجه گردند که در آن صورت هرگز قادر به حسابدهی شفاف برای مردم نخواهد بود!
c ccccc
سیاسی(جوزا و سرطان١٣٨٥)
اشرف غنی احمدزی، رییس دانشگاه کابل
آيا روند ثبات و بازسازی
افغانستان از نفس
افتاده است؟
چه در داخل و چه در سطح بین المللی، به تدريج اين اشتراک نظر شکل می گيرد که احتمال دارد افغانستان درحال لغزش به سوی هرج و مرج باشد.
این نظر یک مشکل اساسی دارد و یک نکته اساسی را فراموش کرده است: اینکه در افغانستان ابزارها و عناصری وجود دارد که اگر انسجام و سازمان يابد، می توان با کمک آنها فرآيند حرکت به سوی ايجاد کشوری باثبات، مرفه و دموکراتيک را بار ديگر به جنبش درآورد.
اگر شکست جزو گزينه های جامعه بین المللی در افغانستان نيست، باید تلاش ها بر بازگرداندن اعتماد به افغان ها و ايجاد خوشبينی در آنها نسبت به آينده ای درخشان متمرکز شود تا به شرکايی فعال در نبرد عليه خشونت و بی نظمی بدل شوند.
مشکل از ناکامی در سازگاری با بستری متحول شونده، از نفس افتادن فرآيند حرکت در جهت يک برنامه معتبر توسعه و استفاده ناموزون و بی حساب از خشونت سرچشمه می گيرد.
افغانستان امروز در منطقه و جهان
در مقايسه با سال ٢٠٠١ که اشتراک نظر جهانی وجود داشت داير بر اينکه ثبات در افغانستان يک فريضه است، اکنون فضای داخلی، منطقه ای و بین المللی تغيير کرده است.
وفاق منطقه ای يا تضعيف شده يا کاملا درهم شکسته و افغانستان و پاکستان به جای دست زدن به شراکتی که منافع متقابل آنها اقتضا می کند، سرگرم مشاجره و تبادل اتهامات هستند و روسیه، هند و ایران نیز در رابطه با افغانستان پيام های ضد و نقيض می فرستند و هر کدام به طور جداگانه و بدون هماهنگی با دیگران عمل می کنند.
با اينکه جامعه بين المللی در مورد دولت سازی در افغانستان به اتفاق نظر رسيده است، اما سازوکارهای بديع و ضروری برای اجرا، هماهنگ سازی و نظارت بر اين طرح هنوز وجود ندارد.
به علاوه افکار عمومی در کشورهایی که نیروهای نظامی خود را به افغانستان فرستاده اند نیز درباره درستی این تصمیم دچار تردید شده است.
در فاصله سال های ٢٠٠١ تا ٢٠٠٥ پيشرفت هايی به سوی استقرار يک دولت مشروع مرکزی که به تدريج اعتماد مردم را جلب کرد حاصل شد.
اما اکنون به نظر می رسد که دولت توان بالقوه حرکت در اين زمينه را از دست داده باشد.
دولت هنوز موفق به ايجاد اتفاق نظر پيرامون يک دستور کاری مشخص برای رسيدگی به چالش های فعلی يا بنا کردن نهادهايی که می توانند نياز به برقراری حکومت قانون، امنيت و توسعه اقتصادی را برآورده کنند نشده است.
سامانه توزیع کمک ها نيز به جای تقویت توانمندی های افغانستان، باعث ايجاد يک نظام موازی بوروکراتيک شده که بسیاری از نیروهای نخبه را به جای دستگاه های دولتی جذب سازمانهای غير دولتی می کند و اين خود به انزجار مردم دامن زده است.
درحالی که اکثر افغان ها از فقر شديد رنج می برند، گروه کوچکی از قاچاقچيان و سودجويان پول های کلان به جيب زده اند و درحال زايل کردن اقتدار دولت هستند.
شبکه های تروريستی نيز از بدبينی موجود در ميان مردم به عنوان فرصتی طلايی استفاده کرده و با جسارت پيش تاخته اند.
در ضمن خشونتی که برای مهار تروريسم به کار گرفته می شود، به نوبه خود احساس ناامنی را در ميان مردم افزايش داده است.
اما می توان اين روندهای منفی را متوقف کرد. سرمايه ها و امکاناتی وجود دارد که می توان آنها را بسيج کرد.
پیش از این مجموعه ای از برنامه های توسعه ملی در افغانستان به اجرا گذاشته شده است که بیانگر توانایی اجرایی و مدیریتی افغان ها است.
اصلاحاتی در زمينه های پولی و مالی انجام شده است که از جمله می توان به ساماندهی و جذب ٥٠٠ میلیون دلار سرمایه گذاری خصوصی در صنعت مخابرات و تضمين ارائه خدمات توسط بخش خصوصی به مردم اشاره کرد.
همچنين يک برنامه میان مدت از سرمایه گذاری های عمومی برای ايجاد درآمدهای کافی جهت فراهم کردن شالوده های مالی لازم برای گرداندن امور دولت آماده شده است.
با افزایش ارزش محصولات معدنی در بازارهای جهانی، منابع غنی مس، آهن، سنگ مرمر و زغال افغانستان می تواند این کشور را به يک بازيگر مهم منطقه ای بدل کند.
نخستين مورد استقرار نيروهای ناتو در خارج از اروپا که به افغانستان مربوط می شود، نبايد ترديدی در مورد حمايت جامعه بين المللی از اين کشور باقی بگذارد.
چه بايد کرد؟
رويکرد تازه همچنين نيازمند پرهيز از تله های آشکار است.
افغانستان و شرکای خارجی آن باید از متهم کردن یکدیگر درباره کاستی های موجود خودداری کنند و به یاد داشته باشند که هیچ کدام به تنهایی قادر به برطرف کردن مشکلات نیستند.
به علاوه هيچ کدام نمی توانند دست روی دست بگذارند و اجازه وقوع بدترين حوادث را بدهند و آنوقت درصدد مهار اوضاع برآيند.
بايد در مقابل خصوصی سازی امر تامين امنيت - چه از طريق شبه نظاميان يا شرکت های خصوصی - مقاومت کرد چرا که باعث بروز خشونت های روزمره می شود و فقط اعتماد مردم به حکومت قانون را خدشه دار می کند.
عناصر يک استراتژی چيست؟
حامد کرزی رییس جمهور افغانستان و دولت این کشور انتخابی پيش رو دارند: يا می توانند قاطعانه عمل کنند و نام خود را در تاریخ به عنوان بنیانگزاران ملتی آبرومند ثبت کنند يا به عنوان کسانی در تاريخ از آنها ياد شود که فرصتی طلایی را هدر داده اند.
آنها بايد تعهد خود به حکومت قانون و مسئوليت پذيری را نشان دهند.
آنها در درجه اول بايد يک دادگاه عالی تاسيس کنند که نمونه استقلال باشد.
ثانيا برای مبارزه با فساد بايد کميسیون هايی با اعضای داخلی و خارجی تشکيل دهند که قادر به تحقيق در زمينه ادعاهای فساد در بالاترين سطوح و اعمال مجازاتهای لازم باشد.
ثالثا آنها بايد در پی حکومت داری صحيح باشند. رابعا آنها بايد فرصت هايی برابر برای نسل جوان ايجاد کنند. و آخر اينکه استراتژی امنيتی بايد از اساس متحول شود.
از سوی دیگر حمایت منطقه ای از دولت افغانستان باید تجدید شود و به خصوص پاکستان باید به این نتیجه برسد که امنیت و ثبات کشورش، به امنیت و ثبات در افغانستان ارتباط مستقیم دارد.
عدم توازن ميان بودجه نظامی و توسعه از سوی جامعه بين المللی بايد برطرف شود: مکانيسم های تازه ای لازم است تا به افغان ها برای بازسازی کشورشان نيروی تازه ای بخشد.
از آنجا که کليد رفاه، در تجارت منطقه ای و سرمايه گذاری نهفته است، کشورهای حوزه خلیج فارس می توانند نقش مهمی بازی کنند.
هرچند استفاده از قوه قهريه لازم خواهد بود، بايد در چارچوب يک استراتژی جامع دولت سازی قرار داده شود.
استراتژی مبارزه با مواد مخدر نيز بايد مورد بازبينی قرار گيرد و همسويی آن با اهداف کلی کشور تضمين شود.
مردم افغانستان در سال ٢٠٠١ با آغوش باز از نیروهای خارجی کمک امنيتی و نيروهای ائتلافی استقبال کردند.
با اتخاذ تدابير درست، می توان و بايد اين حسن نيت را بار ديگر احيا کرد.
دولت و شرکای بين المللی آن بايد با تدبير، تعهد و نيروی ماندگار، به يافتن راه حل ها کمک کنند و تسليم پيشگويی های نشوند که فقط خودشان را راضی نگه می دارد.
c ccccc
محمد شکيب افضلی
چرا طالبان نیرومند
میشوند؟!
در این اواخر نا آرامی ها در اکثر ولایات افغانستان افزایش یافته و سبب تشویش مردم گردیده است. افزایش این ناآرامی ها شک و گمان هایی را در اذهان عامه ایجاد میکند که میتوان گفت نود در صد این شک و گمان ها بسیار قرین به حقیقت بوده و موجودیت نیروهای خارجی را در این سر زمین زیر سوال میبرد که آیا واقعا اینها میخواهند که ما را در تامین امنیت و پیشرفت کمک و همکاری نمایند و بعضا خود این عالی جنابان باعث اخلال امنیت و بی بند و باری میشوند. خصوصاً نیروهای که شامل ترکیب ایساف نیستند.
اگر به ناآرامی ها چند هفته قبل کابل نظر بی اندازیم به وضاحت دیده میتوانیم که باعث این همه فقط یک سرباز بی بند و بار بیگانه بوده که میخواهد دیموکراسی و حقوق بشری را که به ارمغان آورده بما بیاموزاند. من نمیخواهم کسانی را که در شکستاندن شیشه ها و سوختاندن تأسیسات عامه و دارایی های خصوصی سهم داشتند برأت بدهم. گذشته از این، اگر به مناطقی که حتی طالبان در زمان حاکمیت شان آنجا را ندیده بودند، نظر بی اندازیم، به قضیه به ظاهر جالب اما تراژیدی برمیخوریم. چندی قبل چند نفر کارمند مؤسسه پتکو در بدخشان توسط افراد نا معلوم به قتل رسیدند و جالب اینکه مسولین امنیتی طالبان را در این قضیه مقصر میدانند. معلوم نیست که چطور طالبان قوت پیدا میکنند تا از ولایت هلمند یا ارزگان قادر گردند در ساحه یی که هرگز پای نامیمون شان به آن نرسیده است، کارمندان مؤسسات و یا افراد بی گناه دیگر را در آنجا به قتل برسانند؟!
افزایش حملات انتحاری که دراثر آن بیشتر افغانها صدمه می بینند، سوال دیگری است که شاید تا دیر زمانی جواب این پرسش را کسی نداند. همیشه شخص حمله کننده قبل از این که به هدف برسد خود را انفجار میدهد و یا شاید هم انفجارش میدهند! برمیگردیم به اصل هدف که: آیا این همه ٣٠٠٠٠ پولیس، ٤٠ نیروی اردوی ملی به اضافه تعداد زیادی نیروهان ایتلاف که رقم دقیق تنها به خودشان معلوم است و نیروهای ایساف نمیتوانند جلو ٥٠٠ یا ١٠٠٠ طالب به ظاهر نا منظم را بگیرند و یا نمیخواهند که چنین کنند؟
طالبان ولسوالی چوره ولایت ارزگان را به تصرف خود میاورند و بعد از مدت ٣ روز اقامت و رفع خستگی این همه نیروهای که در بالا ذکر کردیم طرف ارزگان شتافته و عملیاتی را بنام (تسخیر دوباره تعمیر ولسوالی) به راه می اندازند که همه نیرو های هوایی و توپچی در این عملیات از نیرو پیاده پشتیبانی میکنند. بعدا طالبان فرار مینمایند ولی هیچ کس نمیداند که آنها به کجا رفتند حتی در یک منطقه مشخص و محدود به راحتی میتوانند خود را از چشم نیرو هوایی هم غایب سازند! نیرو هوایی که مجهز با پیشرفته ترین تکنالوژی بوده و به گفته سازنده گان آن میتواند به انداره ٤ انچ را نیز در زمین تشخیص نمایند ولی طالبان فرار می نمایند. ماجرای پشت پرده های ضحیم اهداف نظامی را کسی نمیداند، شاید ظهور مجدد طالبان ناشی از نیت سلطه جویانه آقای بش باشد و یا هم دعای جناب ملا عمر!
c ccccc
زمزمه های الهام(جوزا و سرطان ١٣٨٥)
غفران بدخشانی - امستردم – هالند
بشنو تو برتری
یادم هنوز است
آن شب که فطرتم
دست اش کشیده بود
از دامن امید
یادم هنوز است
آن شب که شوخ کودک اندیشه ام دگر
چیزی بنام معرفت و آدم و خرد
بر خاطرش نداشت
یادم هنوز است
آن شام پر سکوت
کز روزنه ی کوچک دیوار خانه مان
یک جسم
یک دسته
یک هاله ی ز نور
آمد کنار من
در بر گرفت فطرت بس بی قرار من
یادم هنوز است
شب بود و گاه خواب
آن هاله ی ز نور
بنشست و قفل از در افسانه باز کرد
راز و نیاز کرد
گفتا به فطرتم
بشنو که من سخن ز نیستان دور دست
آورده ام
از آنکه ترا آفرید و هست
بشنو
حقیقت است
کز هرچه در زمین
کز هرچه در سما
جز از خودش
از من و هرچیز برتری
بشنو تو برتری
بشنو تو برتری
***
امشب که باز کودک اندیشه ام ز نو
بر تن نموده جامه فرسوده ی سکوت
در دشت های سرکش پندار و فطرتم
لشکر کشیده است
پرسش ز هر طرف
این بار گوش را، دامن گرفته اند
آنی که بشنوید
آنی که بر در همه گان برد این نوید
انسان هنوز است
انسان هنوز است
بشنو که بر ترید
با سرسپاه لشکر پرسش به نزد گوش
این بار چشم نیز
دست سخن گرفته و از آیه های درد
از روزگار آدم و از قتل دادران
تا ظلم ما به آنچه که نماند زنده جان
تصویر می کند
باور نمی کند!
هر آنچه دیده است
از" آن" که برتر است
این بار فوج لشکر پرسش ز هر طرف
فریاد می زنند
گوش بود یا فرشته ی از نور پاک او؟
خود بود یا که تو؟
آنکه دروغ گفت؟
آری
این بار فوج لشکر پرسش زهر طرف
فریاد می زنند
دیوار های سرکش اندیشه ی مرا
از بیخ می کنند
تا آن که پاسخی
ریزم به کامشان
c ccccc
رامین فرارون – فیض آباد
زنجير شب به گردن خورشيد بسته شد
هر ديده ای که خواب سحر ديد، بسته شد
دروازه ای که رو به افق های دور داشت
يکبار سوی باغ نخنديد، بسته شد
c ccccc
میرزا محمد اسعد- فیض آباد
به غیـــــر از تو مرا یــار دگر نیست
به جز وصف رخت کـــار دگر نیست
امــــیــد و آرزویــــم جــــز در تو
بــــــر آورده ز دلــــدار دگر نیست
مــــرو دور از بــــــــرم در زندگانی
مـرا غیر از تو غمخـــــوار دگر نیست
بیا بنشین به بالینـــــم که در شهـر
غریب و عــــــاجزو خوار دگر نیست
مــــدد کن با من ای شـوخ جفا جوی
کــه در عشق تو بیمــــار دگر نیست
زپـــا افتــــــــــــاده ام در آرزویت
به دوشم جــــز وفــــا بار دگرنیست
میـــــان شیفتـــه گانـت در حقیقت
بــه غیــــر از من خریدار دگر نیست
ببــخشـــا گر ملولی از من ای دوست
ضـــرورت جبـــــر و آزار دگر نیست
مــده چون اسعـــــــــدم آزار هر گز
که فــــــــردا از من آثـار دگر نیست
نخـــــواهم بر سر خـــود از تو ظلمی
کــــــه هیچم تاب تکرار دگـر نیست
c ccccc
نجم الدین شاعف- ارگو
بهشت آرزو
ای وطن همرنگ گلشن یا چمــن میسازمت
یا چو گلزار جهان یا که ختن میســـــازمت
پیکرت ارچند صدها پاره از دست عدوســت
غم مخور ای میهنم به از کهن میســــازمت
گرچه طاغوت زمان همواره کارت ســـاختند
من به بیل وتیشه ام چون کوهکن میسازمت
گرچه ارباب ستـــــم صد بار دوزخ ساختت
من بهـــشت آرزو ای جـــان من میسازمت
دشت و دامان ترا ای کشـــــــور زیبای من
خار چشم و دیده زاغ و زغن میــــــسازمت
باورم کن ای وطن ای سنگرم ای مأمـــــنم
پاکت از لوث قدوم اهریمن میســـــــازمت
صخره کوهت به یمن ایزد جــــــان و خرد
ای وطن ای مشهدم در عــــدن می سازمت
گرندارد "شاعفت" میهن بکـف مال و منال
میرسد روزی ترا با علم و فن می سازمت
c ccccc
درهوای سرد کوچه دیدار
باد، معصومیت نوازش در دستانم میلرزاند
و ابر، عبور در نفس گام هایم میشست
غبارحرارت لبانش بر ذهن شیشه نه نشست!
دریچه باز نشد
فردا،
در جنازه انتظار
آفتاب به تسلی ام آمد!
c ccccc
طنز(جوزا و سرطان١٣٨٥)
دهن بند وطنی!
رییس با عصبانیت کلولۀ تار و سوزن را به زمین زد و فریاد کشید:
"او دیوانه مه شفرکی برت گفتم برو دهن بند وطنی پیدا کن؟!"
کارمند که از صبح تا شام مصروف پالیدن جوالدوز و تار بوجی بود، با تزرع گفت:
"جناب! هرچه پالیدم، جوالدوز نیافتم. مغازه ایرانی ها، چینایی ها، ... همه را گشتم، آنها گفتندکه این تولیدات خودشماست و ما از ترس حقوق بشر چیزهای کلان کلانه نمی فروشیم، یکیش گفت: " ای تاره بگیر، تار اصل امریکاییست، طولش زیاد است، برای بسته کردن دو سه هزار دست و قلم کفایت میکند.
رییس دوباره با صدای بلند گفت: " او لوده، ما نمیخواهیم دست و قلم شان را ببندیم، خودم شخصاً میخواهم دهن شان را بدوزم، اگر جوالدوز وطنی پیدا نکنی، مجبور بخاطر بسته کردن لب و دهن شان از اسکاتشیپ خارجی استفاده کنیم. او احمق ساده ایقه اسکاتشیپ از کجا پیدا میشه؟ تو خبر داری که تنها در خود کابل چند هزار خبرنگار است؟! "
c ccccc
ن - دهزاد
به مناسبت روزجهانی ماشوم(طفل)
ماشـين کــــودک !
لونا جان، دخترک چهارمی ام در اثر تشويق های کودکانهء تلويزيون به شعر و ادب علاقه پيدا کرده است. ديروز که مصروف نوشتن مقاله يی در مورد عوارض پيری در آدم ها بودم، او نزدم آمد و گفت: "پدر جان! فردا روز کودک است، معلم مان گفت به پدرت بگو که بخاطر روز کودک برايت طنز نوشته کند." من هم برای اينکه اولين باری بود که برای همچو يک مناسبتی مجبور شده بودم چيزی بنويسم، خيلی کوشش کردم تا حواسم را جمع نمايم که نشود بجای نوشتن " برای کودکان، کودکانه نوشته کنم! به همين اساس ورق تازه يی گرفتم وآغاز کردم به نوشتن.
معمولا" مشکل اصلی که من در نگارش مطلبی دارم پيدا کردن نام موضوع است. بهر صورت بايد ابتداء بر سر عنوان ميرفتم، بالآخره رفتم و تلاشی برای پيدا کردنش را آغاز کردم.
ادامۀ مطلب
ورزشی(جوزا و سرطان ١٣٨٥)
نجیب الله دهزاد
جام جهانی ٢٠٠٦
ایتالیـــا فاتح
جام آلمان
فوتبال یکی از ورزش های گروهی است که برای اولین بار در کشور انگلستان بازی شد. اولین دیدار بین دو تیم ملی در سال ۱۸۷۲ بین تیمهای انگلستان و اسکاتلند انجام گرفت.
ادامۀ مطلب
روانشناسی(جوزا و سرطان ١٣٨٥)
درس هایی از برنامه ريزی عصبی بياني
(قسمت اول)
چگونگی ارتباط با
خود و ديگران
برگرفته از سایت انترنیتی ان ایل پی
برنامه ریزی عصبی بیانی علم و هنر رسیدن به موفقیت و کمال است. برنامهریزی عصبی یاNeuro Linguistic Programming - کلامی برای بهبود بخشیدن به کلیه جوانب زندگی قدرت زیادی دارد؛ از جمله میتواند روابط شخصی را بهبود بخشد، پیشرفت شغلی را باعث شود، در پیشبرد مذاکرات و صحبت در برابر جمع به کار آید، به تلفظ درست کلمات یاری رساند، محاسبات ذهنی را کارآمدتر کند و ... آگاهی از تکنیکهای ان. ال. پی از ضروریات و از نیازهای مهم دنیای امروز است.
اعتماد به نفس
درس اول: به خودتان عشق بورزيد
شرط اساسي اعتماد به نفس ،خودشيفتگي است! و اساسي ترين مانع اعتماد به نفس ،خود شكني است.براي خود شيفتگي همين بس كه بدانيد انسانيد،اشرف مخلوقاتيد،تجلي كائنات و شاهكار خداونديد. پيچيده ترين كامپيوترهاي جهان ،اگر چه به ظاهر ،تواناييهاي حافظه اي فراواني دارند،هيچگاه نمي توانند جايگزين حافظه شگرف شما باشند. شما بر تمام اين جهان تسلط داريد. شما قدرت خلاقيت و نوآوري داريد.
ادامۀ مطلب

