عید( میزان ١٣٨٥)
فرارسیدن روزهای خجسته و مسرت آفرین عید سعید فطر را به کافۀ مسلمانان جهان، به ویژه مردم متدین افغانستان تبریک و تهنیت عرض میداریم
گپ شهروند( میزان ١٣٨٥)
فرمانده کل نیروهای ناتو در افغانستان اعلام کرد برای اولین بار مسؤولیت عملیاتی زیر نام "عقاب" به وزارت دفاع افغانستان واگذار خواهد شد. عقاب فراگیر ترین عملیات نظامی علیه گروه طالبان خواهد بود که توسط ارتش افغانستان بصورت همزمان درسراسر کشور آغاز میگردد. ناتو همچنان میگوید درهر شرایطی قوای وزارت دفاع افغانستان از حمایت نظامی این پیمان برخوردار خواهد بود.
ناتو با این اقدام خویش به این نتیجه رسیده است که بدون بکارگیری نیروهای داخلی قادر نخواهد بود به این ساده گی ها بر دشمن مشترک افغانستان و جهان فایق آید. از همین رو است که طرح واگذاری رهبری به نیرویهای داخلی را روی دست میگیرد.
خبری( میزان ١٣٨٥)
دومین خر انتحاری فیض آباد
را به لرزه درآورد!
روز بیست و سوم میزان در شهرنو فیض آباد مرکبی انفجار نمود که در اثر آن یک تن شهید، و ده نفر دیگر جراحت برداشتند.
ادامۀ مطلب
طنز ( میزان ١٣٨٥)***
نجیب الله دهزاد
شرط کارد!
مادر(افغانستان): بچیم، باز هم اشتباه کردی، صد بار گفتم پیش از خریدن کارد بزن!
ادامۀ مطلب
طنز ( میزان ١٣٨٥)**
گردش- فیض آباد
ازما چه قصور است
بی سابقه امروز به هر دایره چور است
از ما چه قصور است
نه ترس خدا در دل و نه شرم رسول است
از ما چه قصور است
ادامۀ مطلب
طنز ( میزان ١٣٨٥)×
پــرده اول
حارنوال: وطندار، ما اسناد مصارف میخواهیم، میفهمی؟ اسناد.
متهم: جناب! مصارف ما تلفونی صورت گرفته، رییس جمهور خودشان هدایت دادند که بی امضا مصرف کنیم!
سخنگوی رییس جمهور: آقایان، این یک سؤ تفاهم است، سؤتفاهم که اسناد نمیخواهد. شما نباید کارمندان "نجیبـ" دولت را متهم به اختلاس نمایید، "روشن" است که بدون اسناد چیزی "ثابت" نخواهد شد!
زمزمه های الهام( میزان ١٣٨٥)
سروده های از این شاعران:
هموطن
زهره سحر
**** ****
طرح
فیروزه مشتری
**** ****
تو که چون باد سحر می آیی
شاخه...
کیکاوس
**** ****
کابوس
عتیق الله ایماق
**** ****
عقاب یمگان
سید گوهر باقری
**** ****
کوچه فراق
نگهت الله رشته
ادامۀ مطلب
فرهنگی ( میزان ١٣٨٥)
شب به خیر اما...
اولین همایش طنز در افغانستان
با تلاش مشترک انجمن قلم، برنامه صبح بخیر افغانستان، شبکۀ جامعه مدنی و حقوق بشر و اداره زنبیل غم، همایش نقد طنز با حضور تعدادی از طنزنویسان، شاعران و نویسنده گان در هوتل ستاره طلایی پایتخت برگزار گردید.
ادامۀ مطلب
اجتماعی ( میزان ١٣٨٥)***
اخاذی زیر چتر
انجـــــو!
آنچه در این گزارش میخوانید، قصۀ کلاه برداری یک انجوی غیرخارجی است که با افتتاح دفاتری در چهارولایت شمال، به ده ها تن از کارمندان خویش را اغفال نموده و از آنها اخاذی نمود!
ادامۀ مطلب
اجتماعی ( میزان ١٣٨٥)**
قدرت الله پارسا، دانش آموز صنف یازدهم لیسه غیاثی ولسوالی جرم
علل پس مانی های
مادرعصر کنونی
ادامۀ مطلب
اجتماعی ( میزان ١٣٨٥)*
ارسالی محمد فرهاد فایق افضلی، دهلی جدید
تاجر
تاجری پسرش را برای آموختن"راز خوشبختی" به نزد خردمندترین انسانها فرستاد.
پسر جوان چهل روز تمام در صحرا راه می رفت تا اینکه بلاخره به قصر زیبا بر فراز کوهی رسید.
مرد خردمندی که او در جستجویش بود آنجا زندگی میکرد.
ادامۀ مطلب
روانشناسی ( میزان ١٣٨٥)
درس هایی از برنامه ريزی عصبی بياني(قسمت سوم)
خود و ديگران
برگرفته از سایت انترنیتی ان ایل پی
اعتماد به نفس
درس شانزدهم
غلبه بر ترس
يكي ديگر از موانع بزرگ اعتماد بنفس ترس است . بهترين و مؤثرترين راه غلبه بر ترس هم اقدام است . در روانشناسي ترس گفته مي شود به هر آنچه كه از آن مي ترسيد نزديك شويد ودر آن فرو رويد . اگر از آب مي ترسيد تا خودتان را درون آن نيندازيد ترستان نمي ريزد .
ادامۀ مطلب
گپ شهروند (سنبله ۱٣٨٥)
مؤسسه تحقیقاتی بین المللی سنلیس هشدار داده است که گروه طالبان در حال بازگشت به افغانستان است! سنلیس که در بخش مبارزه با مواد مخدر، امنیت و انکشاف به دولت ها مشوره میدهد، در گزارش جدید خود گفته است که افغانستان بار دیگر درحال سقوط به دست طالبان قرار دارد.
سؤال اینجاست که چرا مؤسسه سنلیس، به نیروی رزمی، و کاربرد تکنالوژی مدرن ترین قوای نظامی جهان اطمینان ندارد؟! آیا سنلیس به دستور همین نیروها آب را گل آلود نشان میدهد؟ و یا اینکه دوستان خارجی مان واقعاً از دست چند طالب نامنظم به ستوه آمده اند؟
مگر سنلیس فراموش کرده است، زمانیکه بیشتر از ۹٠ درصد اراضی افغانستان تحت تسلط قوای طالبان بود، مردم با دست تقریباً خالی توانستند به مقاومت خویش ادامه داده، و بالاخره خطرناک ترین گروه تروریستی جهان را، که همان موقع از حمایت و پشتیبانی مادی و معنوی ده ها کشور جهان، از جمله پاکستان و عربستان برخودار بود، در اراضی اشغالی اش میخکوب نموده و سرنوشت جنگ پنج ساله را به بن بست بکشانند. حالا معلوم نیست چرا سینلیس و تعدادی از نشریات خارجی باور و اعتماد شان را نسبت به توان جنگی دوستان تا دندان مسلح افغانستان از دست میدهند و نیروی را که حتی برای کشتن یک طالب، و سپری نمودن یک شب در وادی های این کشور، به میلیون ها دالر و یورو را بمصرف میرساند، فاقد قدرت مهارکننده گروهک چند صد نفری طالبان میدانند! اگر استخبارات پاکستان از بی میلی و بی انگیزه گی این همه قوا درافغانستان به قدر کافی اطمینان حاصل نماید، درآنصورت نه تنها دامن جنوبی افغانستان، بلکه یخن سراسر این کشور تا سالهای سال در چنگال هیولای بنام القاعده خواهد بود!
اجتماعی( سنبله ۱٣٨٥)**
به مناسبت پنجمین سالروز
شهادت قهرمان ملی افغانستان
ســــــــــــــــــــلام فرمانده
تقی رحمانی، روزنامه شرق
ادامۀ مطلب
اجتماعی( سنبله ۱٣٨٥)*
درس هایی از برنامه ريزی عصبی بياني
برگرفته از سایت انترنیتی ان ایل پی
اعتماد به نفس
درس یازدهم
از مواهب الهي لذت ببريد.
خود را از موهبتهاي الهي محروم نكنيد. هر محروميتي كه به درازا بكشد، عدم شايستگي را به ذهن القا مي كند. رياضتهاي يوگي هاي هندي نمونه بارز اين محروم سازي است كه بسيار نادرست است. در قرآن بارها و بارها به استفاده كردن از مواهب و نعمتهاي الهي تاكيد شده است. اگر در اسلام روزه گرفتن عبادت واجب است، مفهوم آن به هيچ وجه محروم سازي نيست. روزه گرفتن از جهتي همان گسترش سلامتي و توجه به جسم است و از طرفي توجه ما را به نعمتهاي فراواني كه در اطرافمان هست جلب مي كند. اكنون شما با چشم بازتري به جهان اطراف خود نگاه كنيد. چه امكانات بيشماري داريد كه از آنها استفاده نكرده ايد.
ادامۀ مطلب
سیاسی( سنبله ۱٣٨٥)**
گزارشگر: سید ابراهیم موزون
مولوی ذبیح الله عتیق، رییس شورا ولایتی بدخشان:
بین دولت و شورا ولایتی پنجاه فیصد
همکاری وجود دارد که این همکاری را
ما خودمان با ولایت داریم.
درحالیکه کمتر از یک سال از عمر شورا های ولایتی میگذرد، بیشتری از مردم تصور شان اینست که فعالیت این شورا ها در بسیاری از ولایات محسوس و قابل رویت نبوده است؛ همین مطلب را خبرنگار سیمای شهروند با محترم مولوی ذبیح الله عتیق رییس شورا ولایتی بدخشان درمیان گذاشت، وی در پاسخ چنین گفت:
ادامۀ مطلب
سیاسی( سنبله ۱٣٨٥)*
سيامك زبنلى
ما و غرب
ادامۀ مطلب
فرهنگی(سنبله ۱٣٨٥)
محمد نادرعبدالله
بیـــابان ها
دیوانه بیابان را دوست دارد
بیابان های تشنه و بی آب را
بیابان ها دوست داشتنی تر است،
دیگ سوزان بیابان خوشتر است،
آسمان نیلگون و وسیع،
سقف آن،
کوه های با غرور
ادامۀ مطلب
زمزمه های الهام( سنبله ۱٣٨٥)
زهره سحر- کابل
بي يار ماييم
خدايا رحمتي كن
بده ياري كه زاريم
كنون بي يار ماييم
مثال رمهء گوسفند
چنان خسته چنان در بند
كنون حيران و سرگردان
در اين صحراي بس سوزان
نه پاسباني كه ما را سد كند از حملهء گرگان
كه آيد هر زمان با غرش مرگ و ستيز و خانمان سوزي
كند حمله بر اين جمع سكوت و مهر افروزي
زمين جولانگهء عجز است
و عقل از غفلتش سبز است
خدايا!
رهنمايي
رهبري
آزاده چوپاني
كه باشد آشنا با
سبزه ها
با آب ها
با دشت هاي خرم و خندان
نويدي بهر مظلومان
كه تا روشن كند راه رسيدن را به پيوستن
رساند مژدهء پيوند و هم زيستن
بده ياري كه زاريم
كنون بي يار ماييم
c ccccc
فیروزه مشتری- کابل
غزل
چشم بیرنگ مرا رنگ جنون بیـــــگانه نیست
خم بده تا سر کشم ساقی اگر پیمـــانه نیست
عشق دردامـــان ما بوی سمنـــدر میدهـــد
دورشمــع ما پریـــدن جرئت پروانه نـــیست
زاهـــدا مارا مگــو از مسجد و محـــــراب ها
هرچه باشد گنج هستی جز در این ویرانه نیست
محتسب کز رفتن میخـــــانه ام رنجیـده یی
گر دهی اینجا سبوحی حاجت میخــانه نیست
ازدر و دیوارها ناصــــح دگرچیــــــزی مگو
سربه صحرامانده گان را الفت کاشــانه نیست
"مشتری"ازقیــــل وقـال این وآن غوغا مکن
"سنگ طفلان هرکجا جز بر سر دیوانه نیست"
c ccccc
غفران بدخشانی- آمستردام، هالند
سرمه جز یک گرد نیست
ای نیستان های سر تا پا خروش
از چه خاموشید؟
سرمه جز یک گرد نیست
موج آواز شما صد کوه بر جا را
موج آواز شما صد سنگ خارا را
قفل ها را، دام ها را، بند ها را
گرد سازد، باد سازد
از چه درخوفید؟
ای نیستان های سرتا پا خروش
سرمه جز یک گرد نیست
ناله باید
شور باید
حنجر این فطرت در بند را صد پاره باید کرد
نی برای شور و آواز است
ورنه باشد هرزه کاهی
خفته بر رخسار دیواری
c ccccc
نازی شریفی – فیض آباد
ماه نو
از پشت بام فرسوده و پیر
ماه را در آیینه که سالهاست جیوه را گریه میکند
نو کردم
کولی مسافر باد
بقچه اش بر دوش
دامنش پر از ستاره و سبزه و باران
به ناز می آمد
و من اززیارت پیر شهر
نظربند سبزی را قرض کردم
و به پیشانی باغچه مان بستم
c ccccc
هارون راعون- دوشنبه
اشتباه باور
يک نفر آمد درم را قفل کرد
اشتباه باورم را قفل کرد
نعمت آزاديم را برگرفت
مستی بال و پرم را قفل کرد
تا نشستم زير پايم را ربود
خواب رفتم بسترم را قفل کرد
تا خيال گفتن شعرم گرفت
خامه ام را، دفترم را قفل کرد
خنده تا کردم گلويم را گرفت
گريه، چشمان ترم را قفل کرد
تا که ترسيدم شجاعت تحفه کرد
تا بگيرم، خنجرم را قفل کرد
تا ز دلتنگی به ديوارش زنم
ناگهان دستی سرم را قفل کرد
زد به يادم سحر و جادو ناگهان
عنترم را منترم را قفل کرد
چارسو تاريک شد موهوم شد
ظلمتی پيش و برم را قفل کرد
حيرتم در جلوه، فکرم شعله ور
حيرتم را، اخگرم را قفل کرد
سعی پرواز غرورم را شکست
من منی و پر پرم را قفل کرد
رو به خاک افتاده تسليمش شدم
ياس و رنج پيکرم را قفل کرد
دست لطفش بر سر من سايه شد
وهم و فکر ديگرم را قفل کرد
من دگر در من نيم او در من است
اشتباه باورم را قفل کرد
طنز(سنبله ۱٣٨٥)
تجارت تولسی!
شاید این تنها جذابیت چهره، و اخلاق ستوده تولسی نیست که خانه های شهری، و بعضاً روستایی افغانستان را هر شب سر ساعت هشت و سی در خاموشی مطلق فرو میبرد؛ علت دیگر ممکن است شایسته گی های تیم دوبلاژ تلویزیون طلوع باشد که تا این حد سریال "خشو هم زمانی عروس بود"، را برای مردم خسته از جنگ افغانستان محبوب و تماشایی نموده است.
ازچگونه گی ماجرای سریال، و اینکه پایل، چه پلان های برای اجرا دارد، و سرنوشت محبت تولسی و عشق مندرا چه خواهد شد، میگذریم.
در این مقاله نگاهی می اندازیم به سریال تولسی از نگاه تجارت، و اینکه به چه تعداد از علاقه مندان این مجموعه تلویزیونی ضرر نموده اند، و یا احیاناً سود هنری برده اند.
گفته میشود، در مرکز ولسوالی خاش ولایت بدخشان، شخصی دست به اقدام عجیبی زده است که تا بحال در این ولایت سابقه نداشته است. وی یک دکان بزرگ در شهر شهران را به کرایه گرفته و در واقع سالون نمایش تولسی را دایر نموده است که تماشاگران میتوانند با پرداخت ٥ افغانی هر شب به تماشای این سریال بنشینند!
شخص مذکور با استفاده از یک دستگاه گیرنده ماهواره یی، یک پایه تلویزیون و یک پایه جنراتور توانسته است تا بحال عاید هنگفتی از پخش سریال تولسی بدست آورد. او این سریال را در دو نوبت هشت و نیم شب و ده و نیم پیش از چاشت نمایش میدهد. به گفته خبرنگار سیمای شهروند از مرکز ولسوالی خاش، این اقدام باعث شده است تا پسران جوان از قریه های اطراف نیز برای دیدن تولسی به شهر شهران سرازیر شوند.
در سوی دیگر، با توجه به وفور جین های "تقلید" که در مغز بیشتری از اهالی مملکت ما از اول الزمان وجود داشته است، احتمال افزایش نام های مانند، پوجا، انوپم، سواسی، وغیره در دفاتر ثبت احوال نفوس افغانستان چندان نا محتمل به نظر نمی رسد.
گفته میشود بعد از به نمایش درآمدن سریال تولسی، از شدت تعدادی از بیماری ها، از جمله انقباض مفاصل، و درد معده کاسته شده است، معمول است که در کشور بی برنامه ما بعد از صرف نان شب، اکثریت مردم علی الفور به خواب میروند و این موضوع باعث بوجود آمدن یا تشدید امراض فوق الذکر میگردد، زمانیکه دقایق پخش سریال نزدیک میشود، مهاجرت های دسته جمعی به همسایه های دیش دار نیز آغاز میگردد و بدین صورت شهروندان فرصت میابند تا بعد از صرف نان شب مقداری در تاریکی کوچه ها به قدم زدن بپردازند!
یک تن از باشنده گان ولسوالی وردوج به خبرنگار ما گفته است، از زمان شروع سریال تولسی وی حدود چهل هزار افغانی را برای جنراتور دو کیلواته اش تیل پطرول خریده است. این درحالی است که به گفته دوست دیگری در ولسوالی بهارک وی تا اکنون سه پایه جنراتور تایگر چینایی را از برکت سریال تولسی کهنه نموده و در شرف خریدن یک پایه جنراتور جاپانی میباشد.
به همین گونه، با شروع پخش سریال تولسی در هشت ماه قبل، حدود سی فیصد از باشنده گان شهر فیض آباد اقدام به خریداری دیش آنتن نموده اند و با استفاده از همین رویداد، بازار ماشین های برق شخصی نیز گرم تر شده است. با آنکه قیمت یک کیلووات برق در بدخشان ٢٥ تا ٣٠ افغانی برآورد شده است، ولی اکثریت باشنده های این محل روشنایی خانه هایشان را از برکت تولسی میدانند و مدت زیادی شده است که چهره نورانی رییس جمهور و وزیر برق محترم اش را فراموش کرده اند! شاید هم تحت تأثیر اهلیت و صداقت خاندان وییرانی قرار گرفته اند! یا اینکه با دستار و کلای سیاست وداع گفته و میخواهند تا پنج سال آینده به تاسی سر "جی دی کاکا" قناعت نمایند!
c ccccc
حفاظت الله نگهت، بهارک
زيرآهنگ
اینبار فرهادغفور مورد توجه زیرآهنگ قرار گرفته است، این پارچه در قریه خیرآباد بهارک توسط دوستی کمپوز گردیده و برای زیرآهنگ فرستاده شده است، ما هم این سرود زیبا را به آن عده از معلمین عزیزی که بعد از سه ماه معاش میگیرند، تقدیم میداریم، زیرا این تحفه به مناسب روز معلم فرستاده شده بود از بدی کار و نبود راه های مواصلاتی مناسب بین ولسوالی ها و مرکز، سه ماه سپری شد تا نامۀ آقای نگهت به اداره سیمای شهروند برسد!
نمی گویم معاشـــم اندکی افزوده تر گردی
تو را سوگند دادم سال نو یکبار بر گردی
زقرضداری به هر پس کوچه و بازار میگردم
به کنج مندوی بودم کش کرد پای من مردی
به جیبم نوت پنجاهی خیالم پنجصدی دارم
خدایا دو عدد صفر دیگر در دور وبر گردی
گهی امر اضافه بست گهی تبـــدیل بجای دور
الهی مثل من یک معلم بی بـال و پر گردی
نمیدانم کدام وقت گوشت نــوی میکند معلم
من اینجا انتظار گوشت تو دور قمــر گردی
شده مقبول درگاه معارف زورســــــــالاری
تو ای سلطان قدرت اندکی آهسته تر گردی
همه روزه به اطفالم دروغ چرب من اینست
ازین بعد میگیرم معاش دبل جــان پدرگردی
صدای"نگهتی" بشنو که اعــلان است اشعارش

