ویژه های شهروند(۸۸)
مجدالدین محمد " نزهت یفتلی "
آنچه رضای خداوند است
با درد و اندوه که از شهادت عبدالقدوس جان پسر محترم سید احمد رها مطلع گردیدم . از بارگاه ایزید توانا مقام مرحومی را فردوس برین خواسته به اهل خانواده صبر جمیل آرزو دارم . میدانم به پدری که با صداقت و امانت در راه خدمت بر مردم و اهل فرهنگ زحماتی را متقبل شده و اینک کور دلان و خود مرداران با چه جنایتی درد میافرینند و اندوه میگسترانند ، تحملش نهایت دشوار است . اما آنچه رضای آفریدگار است و تقدیر همین بوده به آن تسلیم هستیم . صبر و شکیبایی ، تحمل و استواری زندگی را قوام بخشیده روح و روان را سالم نگهمیدارد . به امید آنکه اهل خانواده آن مرحومی خاصتآ پدر بزرگوارشان با متانت و روان سالم ادامۀ زندگی نموده از آفات و بلیات در امان باشند .
إنـا لله وإنـا إلـيـه راجــعـون
ویژه های شهروند(۸۸)
محمد ظهیر برلاس
اظهارتسلیت
خبر دلخراش و تأثر انگیز شهادت نا بهنگام عبدالقدوس رها را که در فاجعه انفجار واقع در وزیر اکبر خان کابل توسط عمال دشمن به انسان وانسانیت صورت گرفت، شنیدم که سبب اندوه فراوان من وخانواده ام گردید من و آقای رها (پدر عبدالقدوس ) بنابر همکوچه گی در جوانی دوستان صمیمی بودیم بعد ازدواج آقای رها با یکتن از خویشاوندانم باهم همسایه و دارای رابطه نزدیکتر فامیلی شدیم .
ادامۀ مطلب
ویژه های شهروند(۸۸)
بدخشان، و اخبار جالب انتخاباتی!
فیض آبادی
* در مراسم توزیع برنج (پخته)، که در منطقه خواجه عبدالمعروف جان شهر فیض آباد، توسط ستاد انتخاباتی حامدکرزی صورت گرفت، به تعداد دوازده نفر جراحات سطحی برداشتند. این حادثه زمانی به وخامت گرایید که مسوولین توزیع نان، و همچنان آشپزان از کنترول جمعیت گرسنه عاجز آمده و دیگ ها را به امان خدا رها کرده و ازمحل پخت و پز عقب نشینی نمودند!
ادامۀ مطلب
هدیه دوست(ثور١٣٨٨)
نمک زنده گی
ارسالی محمد فرهاد فایق، کابل
معلمي در صنف بیولوژی به دانش آموزی گفت:
“با ديدن پاي اين حيوان، نام حيوان را بگو.“
دانش آموز هر چه به پايي كه در دست معلم بود نگاه كرد، نتوانست پاسخ دهد. معلم پس از مدتي گفت:“بگو اسمت چی است تا برايت يك صفر بگذارم.“
دانش آموز پايش را از بوت درآورد و گفت:“خاب، شما هم از روي پايم بگوييد نامم چیست.“
ادامۀ مطلب

